{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب بیا.......

امشب بیا.......

امشب بیا واز لب من یک غزل بگیر
از شهد چشمهای زلالم عسل بگیر

امشب برای گریه ام آغوش لازم است
تا این بهانه هست مرا در بغل بگیر

ای لات لا ابالی مستِ تبر به دست
بشکن وَ جان تازه ای از این هبل بگیر

حافظ که ترک ساقی و ساغر نمی کند
فالی برایم از لب شیخ اجل بگیر

با آن نگاه روشن و گرمت شبی مرا
از چشم های یخ زده ی مبتذل بگیر

لبهام جز برای غزل وا نمی شوند
امشب بیا و از لب من یک غزل بگیر
دیدگاه ها (۲)

گویند که هر چیز ، به هنگام بُود خوشای عشق ! چه چیزی که خوشی ...

پاییز....... مثلِ فرو افتادن برگیاز شاخه ی پاییز..و نرمای پر...

خواستم عاشق بی‌نام‌ و نشانت باشمنگرانم نشوی تا نگرانت باشمپی...

نوعِ رفتنِ آدمها رامیتوان از اتفاقی دیدنِ یکدیگر درکوچه ایخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط