{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد که تورا ازدل خود پاک کنم

کاش می شد که تورا ازدل خود پاک کنم
تک تک خاطره ها را به دلم خاک کنم

از تو بگریزم و یک نقطه شوم دردل شب
تاسحر از غم تو شکوه برافلاک کنم

دگر از دوری تو اشک قلم گشته روان
رخصتی ده که غزل را زتو نمناک کنم ؟

بی تو من برهمه ثانیه ها مشکوکم
توبیا چاره براین خاطرشکاک کنم

من نمیترسم ازاین بی سرو سامانی دل
بهرتو سینه براندوه زمان چاک کنم

بی تو تنهایم و رسوایم و باید که خودم
عمق این فاجعه را یک تنه ادراک کنم ..
دیدگاه ها (۲)

‌عشـق را . . . . . . . . . . . .دنیـا بہ نامِ ما نوشـتعاشقـم...

منتظر هستم بیایی تا که بیدارم کنیبا طلوعت عشق من پیوسته تب ...

دوستت دارم اگر سوگند میخواهد، بگویا دل سنگت، مرا در بند میخو...

دوست داری از میان جمع پیدایت کنممن که می دانم تو می خواهی تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط