{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کرد

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کرد

گرچه چشمان مرا دوری تو دریا کرد

 

درخودم گم شده بودم که رسیدی باعشق

غافل از خودشدنم در تو مرا پیدا کرد

 

بی تو یک عمر لبم بر سخن مبهم بود

آمدی نام تو خط لب من معنا کرد

 

مَثَلِ شوق تماشای تو و سوختنم ...

شعله ی شمع به پروانه ی بی پروا کرد

 

زیر چشمی به تو هر بار نگاهم افتاد

رنگ رخساره مرا پیش همه رسوا کرد

 

خواستم توبه کنم از تو که ترکم کردی

عشق در گوش دلم نام تو را نجوا کرد

 

آدمیزاده ی اخراجی ام از کوی بهشت

دلخوشم-حضرت حق- با نفس حواکرد

 

 در نفس های خود اعجاز مسیحا داری

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کرد

 


#عاشقانه
دیدگاه ها (۳)

هربیت این اشعار را مدیون چشمان تواماینبار نه ،هربار را مدیون...

با آنکه دشوار است ،می بندم زبان راخاموش میدارم دل آتشفشان را...

قدری آهسته...دلم پشت غزل جاماندهدلِ حساس ،دلِ خسته ،دلِ واما...

سلام دوستان خوبم ، روز خوش ...

my beautiful roommate ⭐#my_beautiful_roommate 𝑷𝑨𝑹𝑻 25سه سال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط