هر نفس با زجر آمد

هر نفس با زجــر آمد
با هــــزاران درد رفت

یک به یک ایام عمــرم
با"چه باید کرد" رفت

#رضا_خادمه_مولوی
دیدگاه ها (۱)

از چشم و دل مپرس که در اولین نگاهشد چشم من خرابِ دل و دل، خر...

حکایت از چه کنم؟ سینه‌سینه درد اینجاستهزار شعله ی سوزان و آه...

#عشق_مافیای_من پارت سهقرمز شدم*دازای؛ گوگولی شدیییییافتادم ی...

نفس اش بند دلش تنگ چه باید می کردشیشه ای در به در سنگ چه بای...

شاید فقط باید به جریان زندگی که بدبختم کرد بخندم واقعا درد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط