عشقمافیایمن پارت سه
#عشق_مافیای_من پارت سه
قرمز شدم*
دازای؛ گوگولی شدییییی
افتادم یهو نمیدونم چی شد درد عیجیبی توی قفسه ی سینم و دلم احساس میکردم دستمو بردم سمت شکمم دستم از رنگ خون قرمز شد*
دازای: چیشدی بلندم کرد و برد منو بیمارستان و بخیه زدن*
چویا: نفس نفس زنان امد*
چویا: خواهرم کوششش داد*
صدای چویا همه جای بیمارستان پخش شد*
دازای امد سمتش*
دازای: ساکت باش کوتوله خواهرت خوبه حالش
چویا: چیکارش کردی عوضی
دویید سمت اتاقی که من توش بودم*
چویا: چوکی این این نبردبوم باهات کاری نکرد؟
.....
خمارییییی پارت بعدی باید ۵لایک بخوره
قرمز شدم*
دازای؛ گوگولی شدییییی
افتادم یهو نمیدونم چی شد درد عیجیبی توی قفسه ی سینم و دلم احساس میکردم دستمو بردم سمت شکمم دستم از رنگ خون قرمز شد*
دازای: چیشدی بلندم کرد و برد منو بیمارستان و بخیه زدن*
چویا: نفس نفس زنان امد*
چویا: خواهرم کوششش داد*
صدای چویا همه جای بیمارستان پخش شد*
دازای امد سمتش*
دازای: ساکت باش کوتوله خواهرت خوبه حالش
چویا: چیکارش کردی عوضی
دویید سمت اتاقی که من توش بودم*
چویا: چوکی این این نبردبوم باهات کاری نکرد؟
.....
خمارییییی پارت بعدی باید ۵لایک بخوره
- ۴.۰k
- ۰۶ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط