اگر بهتر ز من دیدی ، همین الان بِلاکَم کن
اگر بهتر ز من دیدی ، همین الان بِلاکَم کن
وحتّی از میانِ ذهنِ خود هم پاکِ پاکم کن
اگر دیدی وفادارم ، مرا در قلبِ خود جا دِه
وگرنه خارج از محدوده ی هر اشتراکم کن
تو که هم خنجر و هم نیزه و تیر و کمان داری
سپر شد سینه و قلبم بیا و چاک چاکم کن
اگر دیدی زمن یک ذرّه بوی بی وفایی را
بسوزانم ، بمیرانم ، شهیدم کن ، هلاکم کن
اگر روزی بغیر از خاکِ پایت توتیا کردم
همان جا با دو دست خویش بی رحمانه خاکم کن
اگر جز آتش عشقت میان سینه ام دیدی
بسوزان با اسید و غرق در آمونیاکم کن
ببین آئینه هم از دوریت اینگونه می گوید:
نگاهی هم به این چشمان بس اندوهناکم کن
وحتّی از میانِ ذهنِ خود هم پاکِ پاکم کن
اگر دیدی وفادارم ، مرا در قلبِ خود جا دِه
وگرنه خارج از محدوده ی هر اشتراکم کن
تو که هم خنجر و هم نیزه و تیر و کمان داری
سپر شد سینه و قلبم بیا و چاک چاکم کن
اگر دیدی زمن یک ذرّه بوی بی وفایی را
بسوزانم ، بمیرانم ، شهیدم کن ، هلاکم کن
اگر روزی بغیر از خاکِ پایت توتیا کردم
همان جا با دو دست خویش بی رحمانه خاکم کن
اگر جز آتش عشقت میان سینه ام دیدی
بسوزان با اسید و غرق در آمونیاکم کن
ببین آئینه هم از دوریت اینگونه می گوید:
نگاهی هم به این چشمان بس اندوهناکم کن
- ۵.۰k
- ۱۴ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط