{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا، اما به قدری دوستت دارم

نمی دانم چرا، اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش می گریم

#
دیدگاه ها (۱)

گاهی‌سکوت‌می‌کنم،‌چون‌می‌دانم‌هیچ‌کس‌حالِ‌درونم‌را‌نمی‌فهمد.

گاهی‌سکوت‌می‌کنم،‌چون‌می‌دانم‌هیچ‌کس‌حالِ‌درونم‌را‌نمی‌فهمد.

چه شد در من نمی دانمفقط دیدم پریشانمفقط یک لحظه فهمیدمکه خیل...

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

با هم دکلمه ای گوش کنید

‌دوستتدارمدوستتدارم آنقدرڪہ حتے فرصت نمی‌ڪنم بہ تو ابرازڪنمڪ...

*_+کاش تو هم منو اون‌قدری که من دوستت دارم، دوس داشتی… - مگه...

گاهی‌سکوت‌می‌کرد،‌چون‌می‌دانست‌هیچ‌کس‌حالِ‌درونش‌را‌نمی‌فهمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط