part
part:¹²
☆: اره فرار میکنم ببین حالا کی بهت گفتم
♡: هه عزیزم در عمارت قفله، حالا چرا انقدر از من بدت میاد؟
☆: من از تو بدم نمیاد عاشقتم از این کارات بدم میاد
تهیونگ اومد بقلت کرد و بوسه ای بر لبانت، تو همکاری کردی حدود یک ربع بوستون ادامه داشت تهیونگ دکمه های خودشو خودتو باز کرد باز با همون صحنه مواجه شد باز به سینه هات خیره شد این دفعه خیلی تحریک شد دیوونه شد بردت سمت اتاق
♡: باید همکاری کنی وگرنه ممکنه بیشتر درد بگیره
☆: چی یعنی الان میخوای
♡: اره همون کار اره همون
☆: ولی من واسه این کار جوونم
♡: برام مهم نیست الان که سینه هاتو دیدم بجز سینه هات میخوام همه جای بدنتو بخورم
☆: یعنی......
تهیونگ لباستو در اورد لباس خودشم در اورد افتاد روت اروم واردت کرد خیلی خیلی اروم ضربه زد ولی تو بازم دردت گرفت همکاری نمیکردی تهیونگ اعصبانی شد و یادش اومد که گفته بود برات بد میشه و محکم تر ضربه زد تو جیغ کشیدی خیلی دردت می اومد
♡: خیلی تنگی باید گشادت کنم
☆: نک....نکن.....ترو..خدا
♡: ام نمیشه بیب داره بهم خوش میگذره
تهیونگ اعصبانی شد که داری حرف میزنی دستشو گذاشت روی دهنت و محکم تر ضربه زد بعد چند دقیقه تو دیگه جیغ نمیزدی تهیونگ روی چیزش یه مایع گرم حس کرد لای پاتو نگاه کرد دید داره از لای پات خون میاد یه نیشخندی زد و.........
.ــ.ــ.ــ.ــ.
۵ تا کامنت برای پارت✨🍷
☆: اره فرار میکنم ببین حالا کی بهت گفتم
♡: هه عزیزم در عمارت قفله، حالا چرا انقدر از من بدت میاد؟
☆: من از تو بدم نمیاد عاشقتم از این کارات بدم میاد
تهیونگ اومد بقلت کرد و بوسه ای بر لبانت، تو همکاری کردی حدود یک ربع بوستون ادامه داشت تهیونگ دکمه های خودشو خودتو باز کرد باز با همون صحنه مواجه شد باز به سینه هات خیره شد این دفعه خیلی تحریک شد دیوونه شد بردت سمت اتاق
♡: باید همکاری کنی وگرنه ممکنه بیشتر درد بگیره
☆: چی یعنی الان میخوای
♡: اره همون کار اره همون
☆: ولی من واسه این کار جوونم
♡: برام مهم نیست الان که سینه هاتو دیدم بجز سینه هات میخوام همه جای بدنتو بخورم
☆: یعنی......
تهیونگ لباستو در اورد لباس خودشم در اورد افتاد روت اروم واردت کرد خیلی خیلی اروم ضربه زد ولی تو بازم دردت گرفت همکاری نمیکردی تهیونگ اعصبانی شد و یادش اومد که گفته بود برات بد میشه و محکم تر ضربه زد تو جیغ کشیدی خیلی دردت می اومد
♡: خیلی تنگی باید گشادت کنم
☆: نک....نکن.....ترو..خدا
♡: ام نمیشه بیب داره بهم خوش میگذره
تهیونگ اعصبانی شد که داری حرف میزنی دستشو گذاشت روی دهنت و محکم تر ضربه زد بعد چند دقیقه تو دیگه جیغ نمیزدی تهیونگ روی چیزش یه مایع گرم حس کرد لای پاتو نگاه کرد دید داره از لای پات خون میاد یه نیشخندی زد و.........
.ــ.ــ.ــ.ــ.
۵ تا کامنت برای پارت✨🍷
- ۳۶۷
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط