p10
p10
ویو تهیونگ:رفتم داخل خون به مغزم نرسید رفتم دست بورام رو کشیدم بردم بیرون در حموم رو قفل کردم رفتم سمت بورام یقه لباسش رو گرفتم
تهیونگ:چطور تونستی این کارو کنی؟؟داد
سوجین:اههه تهیونگ ولم کن داری شلوغش میکنی ها
تهیونگ:که شلوغش میکنم اره؟؟*عصبی از موهاش گرفت انداخت رو کاش شروع کرد به پاهاش لگد زد
ویو بورام:منو برد بیرون ولی خودش چی میزد میکشتش پشت سر هم در میزدم ولی انگار صدا رو نمی شنید
رفتم بقیه رو خبر کردم همه اومدن جلو در
کارکنان:تهیونگ شی در رو باز کن زود باششش
کتک زدن رو تموم کن
*رفتن کلید اوردن
ویو تهیونگ: بلندش کردم بردمش سمت وان سرش رو کردم تو اب در نیاوردم نگه داشته بودم اگه همینجوری میموند خفه میشد که دیدم در رو باز کردن.....
ویو تهیونگ:رفتم داخل خون به مغزم نرسید رفتم دست بورام رو کشیدم بردم بیرون در حموم رو قفل کردم رفتم سمت بورام یقه لباسش رو گرفتم
تهیونگ:چطور تونستی این کارو کنی؟؟داد
سوجین:اههه تهیونگ ولم کن داری شلوغش میکنی ها
تهیونگ:که شلوغش میکنم اره؟؟*عصبی از موهاش گرفت انداخت رو کاش شروع کرد به پاهاش لگد زد
ویو بورام:منو برد بیرون ولی خودش چی میزد میکشتش پشت سر هم در میزدم ولی انگار صدا رو نمی شنید
رفتم بقیه رو خبر کردم همه اومدن جلو در
کارکنان:تهیونگ شی در رو باز کن زود باششش
کتک زدن رو تموم کن
*رفتن کلید اوردن
ویو تهیونگ: بلندش کردم بردمش سمت وان سرش رو کردم تو اب در نیاوردم نگه داشته بودم اگه همینجوری میموند خفه میشد که دیدم در رو باز کردن.....
- ۴۹۲
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط