{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P5
تهیونگ:با حرف سوجین یادم افتاد بورام فوبیا داره
/گذشته/
تهیونگ:چرا بارون رو دوس نداری؟

بورام:چون ممکنه رعد و برق بزنه

تهیونگ:ازش میترسی

بورام:معلومه موقع تصادف کردنمون هوا بارونی بود رعد و برق میزد

/حال/
ویو تهیونگ:از سرجام پاشدم رفتم سمت در تا از اونجا برم

سوجین:باز داری میری دنبال بورام؟؟؟
مگه اون ه.ر.ز.ه چی داره که من ندارم؟

تهیونگ:*با چیزی که گف خون به مغزم نرسید یه سیلی بهش زدم برگشتم که برم

سوجین:پس عاشقشی؟؟*گریه

تهیونگ:افکار تو برام مهم نیس
*رفت

ویو تهیونگ:همه جا رو گشته بودم ولی اثری ازش نبود به همه جا نگاه کردم هیچ جا نبود....

۱۹ لایک/۴کامنت
دیدگاه ها (۸)

P4سوجین:چرا به بورام زیاد اهمیت میدی؟؟؟؟تهیونگ:چون اون یه بی...

P3تهیونگ:ای شیطون فک میکنی نمیفمم غذا ها رو دور میریزی؟؟؟بور...

بچه ها این فیک تهیونگ. عکسشو اشتباهی گذاشتم

جنون مافیا ☆part15S1☆ویو سوا بارون بدی گرفته بود و رعد و برق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط