{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگزیر از سفرم

ناگزیر از سفرم

بی سروسامان چون باد

به گرفتار رهایی نتوان گفت ازاد

کوچ تا چند؟!

مگر کی شود از خویش گریخت

بال تنها غم غربت به کبوترها داد...
دیدگاه ها (۱)

میدانم پاییز است فصل برگ ریزان اما اگر تو بیایی بهار برمی گ...

من برای شما پاییز هزار رنگ را نه که عشق رابا هزار طرح و رنگ ...

و خوابآخرین نشانی‌ست ڪہ هر شب مے‌رومتا تو را در آن پیدا ڪنم...

➲فڪــر ڪــردن ۰۰۰➲بــہ ڪسی ڪہ۰۰۰➲فڪــرش درگیــردیگریست ۰۰۰➲خ...

▪️عمری ز غم کرب و بلا خون جگر خورد▪️ قربان دل و چشم تر حضرت ...

▪️عمری ز غم کرب و بلا خون جگر خورد▪️ قربان دل و چشم تر حضرت ...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط