{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتش عراقی‌ها امان از همه بریده بود. بعد از اینکه از آن مح

آتش عراقی‌ها امان از همه بریده بود. بعد از اینکه از آن محور ناامید شدیم قرار شد لشکر داخل جزیره برود. با حاج همت و چند نفر دیگر از بچه‌ها رفتیم داخل جزیره برای شناسایی تا پشت سرمان هم نیروها بیایند. در جزیره نیروها برای تردد باید از پل‌هایی که به پل خیبری معروف شدند استفاده می‌کردند یا از هاورکرافت.

جزیره تقسیم شده بود به دو محور: محور شمالی و محور جنوبی. هواپیماهای دشمن به شدت جزیره را بمباران می‌کردند. شاید در یکروز نود هواپیما هم زمان جزیره را بمباران می‌کردند. در جزیره نیروها فقط رو دژها جا گرفته بودند و بقیه منطقه آب و نیزار بود. یکهو می‌دیدی ده فروند هواپیما به ستون یک دژ را بمباران میکنند و می‌روند. حاج همت می‌گفت: بی پدر و مادرها انگار برای مرغ و خروس دانه می‌پاشند
دیدگاه ها (۱)

شهید همت: "مثل اینکه خدا ما را طلبیده" در آن چند ساعتی که ار...

"مثل اینکه خدا ما را طلبیده". بعد از رفتن حاجی من با یکنفر د...

شب‌های بعد حمله از کنار دژ منتفی شد و بنا شد برای عبور از کا...

فقط ما سه نفر مانده ایم، اگر می گویید سه نفری حمله کنیم! آن ...

شکستن خط طلائیه با عبور از معبر 20 سانتی بالاخره شب عملیات ف...

روز جمعه 17 اردیبهشت هنوز آفتاب طلوع نکرده بود که زائر معراج...

#سردار_شهید_محسن_وزواییبه روایت از....:همیشه قبل از نماز در ...

سالروز فتح خیبر به دست مولاعلی علیه السلام.قسمت1 ۲۴ رجب،وقوع...

#شام_غریبان_کربلای۴«نوروزعلی یزدانخواه درآستانه انقلاب از کو...

نویسنده سرشناس عرب طی مقاله‌ای نوشت که سرنگونی پهپاد اسرائیل...

🌸 بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـدیقیــن 🌸سالگرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط