{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر بزرگ

مادر بزرگ

همیشه انبوهی رختخواب داشت
که خیلی وقتها
زمین بازی کودکی هایمان بود
وقتی می گفت :شب بمانید
واقعی بود حرف نبود
تعارف نبود
یاد قدیم ها بخیر ...❤
دیدگاه ها (۱۵)

‌من کنار تو تماشایی شدم😘 😘 ‌‌

دو استکان چایی بریزدستم بند استدارم خیالت را میبافم....کوروش...

دل نبند...گاهی چشمانت را ببند بگذار رد شوند؛تمام کسانی که خو...

.مثلا‌ می‌شد کـه: من، همان "دختر ساده"روستایی باشم و تو همان...

زاد روزم مبارک♥︎ بیست و سه مرداد هشتادو چهار زاده شدم توی عص...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.33(از زبون نویسنده)ا.ت بل...

حتماً زهرایت خیلی بابایی بود.💔🥀..کم‌کم داشت زبان باز می‌کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط