قطره اشکی تنها
قطره اشکی تنها
گونه ام را
به گرمی لب های تو
می بوسد
می بوسد
و میان بغض لب هایم
ویران می شود
من اینگونه هر شب
هم آغوش یک گل سرخ
چشم به روی ماهُ پنجره
می بندم
و به خوابی سنجاق می شوم
که دست هایت
شبگرد چشمانم نیست
گوشواره هایت را
برای اعتراف به بوسه هایم
باد دزدیده ست
و پیراهن خوابت به تن ِ
هیچ رؤیائی نمی خورد
و تو ... چه بی رحمانه از من
دوری!!!!!!!
گونه ام را
به گرمی لب های تو
می بوسد
می بوسد
و میان بغض لب هایم
ویران می شود
من اینگونه هر شب
هم آغوش یک گل سرخ
چشم به روی ماهُ پنجره
می بندم
و به خوابی سنجاق می شوم
که دست هایت
شبگرد چشمانم نیست
گوشواره هایت را
برای اعتراف به بوسه هایم
باد دزدیده ست
و پیراهن خوابت به تن ِ
هیچ رؤیائی نمی خورد
و تو ... چه بی رحمانه از من
دوری!!!!!!!
- ۵.۷k
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط