{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره اشکی تنها

قطره اشکی تنها

گونه ام را

به گرمی لب های تو

می بوسد

می بوسد

و میان بغض لب هایم

ویران می شود

من اینگونه هر شب

هم آغوش یک گل سرخ

چشم به روی ماهُ پنجره

می بندم

و به خوابی سنجاق می شوم

که دست هایت

شبگرد چشمانم نیست

گوشواره هایت را

برای اعتراف به بوسه هایم

باد دزدیده ست

و پیراهن خوابت به تن ِ

هیچ رؤیائی نمی خورد

و تو ... چه بی رحمانه از من

دوری!!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

چشمـــانـم را دیــگر بـاز نمیــکنمدیـــدن جــای خــالــی تــ...

هـــر چقـــدر میخـــواهمـــتدورتـــر میشـــویبرگـــردقـــول ...

چشمانت حک شده اند بر دقایقم عقربه های دقیقه شمار ساعتمدر جس...

و منتمام غروب های دنیا راچشم به راهت بوده امروی بغض نیمکتی پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط