ظهور ازدواج

ظهور ازدواج )
( فصل سوم ) پارت ۵۶۴

درمونده دستمو به سرم کشیدم جواب نمیده اخم کردم و باز زنگ زدم.. اما... نه.. یه چیز جدي پيش اومده. یه چیز مهم و احتمالا تلخ.. جیمین جواب تلفن وکیلشو نده؟ چرا؟ مگه منتظر نتیجه نیست؟ مگه وکیلش نباید حرفاي منو بهش خبر بده؟ جیمین واقعا کجاست؟ دلشوره خيلي خيلي بدي داشتم... دلم اروم نمیگیرفت قلبم خيلي تند تند و نگران میزد با خشم و درد گزارش تماس هامو پاک کردم و اومدم بیرون وکیله هنوز پست میز نشسته بود و منتظرم بود. مضطرب رفتم جلو و نزدیکش و سریع خم شدم و گوشیشو گذاشتم زمین و تند برش داشتم و خیلی طبیعیدرمونده گفتم:گوشیتون رو زمین افتاده بود. و گوشی رو سمتش گرفتم تند به دور و برش نگاه کرد و با لبخند گرفت و گفت:عه ممنون..اصلا متوجه نشده بودم افتاده.. هه .. بدون نشستن دل شکسته و داغون کیفم رو برداشتم و تلخ گفتم تا با جیمین حرف نزنم امضا نمیکنم و سندي رو هم نمیخوام.. با بغض پردرد :گفتم بهش بگین خيلي بي رحمه... من حتي يه دلار از پولشو نمیخوام و داغون زدم بیرون انگار با ماشین از روم رد شده بودن همونقدر وحشت زده و پردرد همونقدر.. اصلا انقدر دردناک بود که نمیتونستم توصیفش کنم. بدون جیمین و این کارهاي عجيبش.. مثل حس خفگي بود برام.. تنفس هواي بدون جيمز عين مرگ تدريجي بود..

داشت از پا درم میاورد. بيجون رفتم سرخاك مامان.. پردرد نشستم کنارش چرا جیمین ازم فراریه؟ اون که هرجور تونست لهم کرد دیگه فرار چرا؟ خدایاا... سرم داشت منفجر میشد و احساس تهوع بدي داشتم.. داغون شکمم رو با دستم فشردم خدایا خودت كمك كن حقيقت رو بفهمم و اروم شم.. ✩
دیدگاه ها (۳)

تند دکمه شو زدم پترن داشت... اه.. کلافه قفلش کردم و جلوی نور...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۶۳ فك كنم ٥٠٪.. و چقدر احتمال...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۷سرمو پایین انداختم و اروم گ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۲۵ خیلی نگرانم بود. اما نگران...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۸۹اومد و صداي صحبتش با نیکول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط