{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم به سینهٔ سوزان مشوش افتادست،

دلم به سینهٔ سوزان مشوش افتادست،
دل از کجا؟ که در این خانه آتش افتادست!

خوشیم با غم عشقت، که وقت او خوش باد،
چه خوش غمی‌ست که ما را به او خوش افتادست!

«هلالی جغتایی»
دیدگاه ها (۱)

میان جاده بدون تو خوب می‌فهممنوشته‌های غم انگیز کامیون‌ها را...

کشید نقش تو نقاش و اشتباه کشید،به جای آنکه کشد آفتاب، ماه کش...

دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه،ویران چو کند بخشد صد گنج ب...

ز دست این دل دیوانه مستم درون سینه دشمن میپرستم ندیده دانه‌...

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارمحس خوبی ست که من این‌همه بی‌...

شب فرو می افتادبه درون آمدم و پنجره ها رابستمباد با شاخه در ...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط