{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه،

دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه،
ویران چو کند بخشد صد گنج بویرانه،

دل شد ببر دلبر جان رفت ز تن یکسر،
وز عقل تهی شد سر کس نیست درین خانه،

«فیض کاشانی»
دیدگاه ها (۳)

دلم به سینهٔ سوزان مشوش افتادست،دل از کجا؟ که در این خانه آت...

میان جاده بدون تو خوب می‌فهممنوشته‌های غم انگیز کامیون‌ها را...

ز دست این دل دیوانه مستم درون سینه دشمن میپرستم ندیده دانه‌...

آیا زن تنها چیزی نیست، که از بهشت برای ما به جا مانده است؟«...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

Attar050511

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط