وقتی مدیر برنامشون بودی
وقتی مدیر برنامشون بودی🌊
پارت۴
(همه رفتن هتل و ساعت۲شب بود که کوک به اتاق لونا رفت.همه خواب بود و لونا و کوک بیدار)
کوک:لونا...دوسم داری؟
لونا:من.....کوک....دوستت دارم
کوک:(وقتی این حرف رو زد خوابوندمش روی تخت و روش خیمه زدم.از کمرش گرفتم و لباش رو بوسیدم.آه این لبا گرم و نرم بود.بدنش گرم بود و این باعث تحریکی من میشد)آه...عاشقتم(خمار و بم)
لونا:(نفس نفس و خمار)منم...کوکی
کوک:لونا...میخوام...مال خودم بکنمت...میتونم؟
لونا:آ...ره....
کوک:(لباش رو بوسیدم و گردنش رو بوسیدم.بدنش زیر دستام کمی تکون میخورد.دکمه های لباسش رو باز کردم)
اسمات رو هرکی میخواد تو پیوی بگه بفرستم
پارت۴
(همه رفتن هتل و ساعت۲شب بود که کوک به اتاق لونا رفت.همه خواب بود و لونا و کوک بیدار)
کوک:لونا...دوسم داری؟
لونا:من.....کوک....دوستت دارم
کوک:(وقتی این حرف رو زد خوابوندمش روی تخت و روش خیمه زدم.از کمرش گرفتم و لباش رو بوسیدم.آه این لبا گرم و نرم بود.بدنش گرم بود و این باعث تحریکی من میشد)آه...عاشقتم(خمار و بم)
لونا:(نفس نفس و خمار)منم...کوکی
کوک:لونا...میخوام...مال خودم بکنمت...میتونم؟
لونا:آ...ره....
کوک:(لباش رو بوسیدم و گردنش رو بوسیدم.بدنش زیر دستام کمی تکون میخورد.دکمه های لباسش رو باز کردم)
اسمات رو هرکی میخواد تو پیوی بگه بفرستم
- ۱.۸k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط