زندگیاجباری

#زندگی_اجباری
p. 5


یه یاد اوری
جیهوپ: ♡
نامی: ☆
کوک:_
ات:+
شوگا:&
جیمین: @

ویو کوک
تو همین فکرا بودم که از اتاق رو برویی صدای شکستن چیزی اومد اون اتاق ات بود نکنه که بخواد
با تمام سرعت به سمت در رفتم اها قفلش کردم اول بازش کردم بعد با پام محکم به در زدم تا معتل نشم
و رفتم سمت ات
_چیکار میکردی ها(داد)
+هیچی فقط حواسم نبود خوردم ب....
_محکم بغلش کردم فک کردم خواسته به خودش اسیب برسونه ولی من چم شده چرا انقد مهربون شدم البته این دختر حق اینو داره
_لطفا فکر خودکشی بسرت نزنه (بغض)
+چی؟

.......
_فقط به حرفم فکر کن لطفا
+اااا باشه نفهمیدم ولی باشه
_در ضمن بیا بریم بیرون مثل اینکه نمیشه ترو تنها گذاشت(جدی)
+خیلی خب بریم اینجا ترسناکه و تاریک برای همون خوردم به گلدون راستی ببخشید..
_بس کن مهم نبود
+باشه
ذهنش
(واییییی برگام همیشه دلم میخواست اعضارو از نزدیک ببینم ولی یکم حالم گرفتس نمیدونم چجوری رفتار کنم چی بگم چی کار نکنم و اینا خیلی گیج شدم)
فلش بک اعضا موقع خوندن پرونده ات

علامتا رو عوض میکنم راحت تر شه

جیهوپ: H
(هوسوک)

نامی: ®

جین:J

تهیونگ: V

شوگا:S

جیمین: J.M
.......
J: اهههه یه لحظه تنهاتون گذاشتما بیا ته کجایی تو نگاشون کن مارو فرستادن دنبال نخود سیاه خودشون اینجا یه پرونده جدید باز کردن

V: بله مشخصه حالا قضیه چیه یه توضیحی بدین

H: بیا ته این پرونده رو بگیر با جین هیونگ بخونین تا بحث و شروع کنیم

.........
J, V: واوووو

V:..... یعنی الان میگین که
J: اینا مهم نیس ته الان این مهمه که.....
بایسش کیه؟(خنده)
شوخی کردم نه بیاین واقعا که عجب بابایی حالا کوکم خوب کاری کرده ها
V: من اون کوکو ببینم بازم رفت تنهایی سر خود قمار کرد البته به جا

®: درسته مثلا من لیدر این گروهم ولی نگاش کن یه خبرم نداده زنگ زده میگه یه اتاق اماده کنین
J. M: ولی خدایی موندم نصف شبی اونم کوک بعد قمار با یه دختر تنهایی ...... و یه اتاق؟(نیشخند) 😈
H: هیییی جیمین اینطور نیس
J. M; حالا تو چرا طرفشی شیطون؟ نکنه باهم نقشه ریختین؟

V: نه بابا اصلا به جیهوپ نمیاد که.... یعنی هوپی؟ 😈

RM: البته ناگفته نمونه که هوپی تو اون مصاحبه یه چیزی گفت
H: هییییی بس کنین دیگه شماهام

J: هی اون ات نیس؟

_جلوتو ببین نیافتی باید بگم این پله رو تعویض کنن ممکنه بیافتی
+باشه مراقبم
S: سلام مین شوگا هستم خوشبختم و شما؟ بله درسته شمام ات هستید میدونم
J. M: شوگا دیر اومدی
J: چیزی نمیگی نمیگی بگیم عالی گفتیا ولی الان منظورت ازین حرف چی بود؟

S. ساکت هول شدم خواستم ترسشو کم کنم

+خب من ات هستم کیم ات و من نمیدونم چی بگم چون شما بار دومه که منو نجات دادین و من نمیدونم چطوری جبران کنم
S: همین که زنده ای کافیه
J: شوگا راس میگه
H: مرسی که ادامه دادی
...... ـ
دیدگاه ها (۰)

#زندگی_اجباریP. 6+منکه کار خواصی نکردم فقط شانس اوردم از زیر...

name of thenovel:The best school night#The_best_school_night...

سلااااام من برگشتم 🎉🎉🎉

ببخشید من سرما خورده شدم دیرتر درخواستیاتونو میدم کسیم باور ...

هرزه ی حکومتی پارت ۱۱ ویو کوک کارام و کردم و رفتم تو اتاق ات...

#تناسخ_یک_مافیاPart:11 ات: وایییی خیلی نگرانم یعنی ر.ا کجا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط