{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشم و موی تو دل مبتلای خویشتن است

به چشم و موی تو دل مبتلایِ خویشتن است
بکُش به غمزه که اینش سزایِ خویشتن است
به هیچ جای ندیدم به هیچ وجه به هیچ
اگر رضایِ تو جویم رضایِ خویشتن است
ز دستِ من چه برآید اگر به جان نگرم
به پیشِ تیرِ بلا اشتیاقِ خویشتن است
رقیب گو بنشین بر من ار تو را غم نیست
مرا به جان طلبیدن رضایِ خویشتن است
به هر جفا که کنی ور کشی رضایِ من است
به هر وفا که کنی در رضایِ خویشتن است
دیدگاه ها (۰)

به کدام قامت از گل رخ تو به سوی گلشن نگرم به سوی دیگر به گ...

من که از زلفِ تو دیوانه شدم می‌گردم تا که از بویِ تو دیوانه ...

محو زیبایی گل لاله می شوم زیبایی گلبرگ هایش مرا به حیرت وا م...

بر درختان جنگل، بارش نوری فراز استآفتاب به غیب می‌پیچد و نور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط