{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که از زلفِ تو دیوانه شدم می‌گردم

من که از زلفِ تو دیوانه شدم می‌گردم
تا که از بویِ تو دیوانه شدم می‌گردم
گر به دست آردم از سلسلهٔ زلفت دست
تا بدارند سر از طاعت تو بر پایم
هر کجا پای نهم بوسه زنم بر پایت
سر به شکرانه نهم هر چه کنم بر گردم
می‌برد از من و می‌گوید و می‌داند و راز
تا به پایان چه کنم با تو و تا در گردم
با تو گر در چمن از سرو کنم دعوی راست
آن تصور نکند سروِ که من پابندم
دیدگاه ها (۰)

در محیطی سبز جاده‌ای کشیده شده استبا خاطرات گذشته، با هیاهو ...

در بسته‌ی زمان، شعاعِ محبت می درخشدمانند نسیمی آرام و دلپذیر...

به کدام قامت از گل رخ تو به سوی گلشن نگرم به سوی دیگر به گ...

به چشم و موی تو دل مبتلایِ خویشتن استبکُش به غمزه که اینش سز...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط