بعد از اینکه از باد اومدین رفتیم رستوران لینا غذا بخوریم
بعد از اینکه از باد اومدین رفتیم رستوران لینا غذا بخوریم
ته : من دوکیپوکی میخوام
ات : منم رامیون
لینو : برنج سرخ شده
لینا : پس بیاید با هم غذا درست کنیم آماده ندارم
موافقت کردیم و شروع کردیم به درست کردن هم دیگه رو اردی تخمه مرغی و کلا همه چی کلی خندیدیم مسخره بازی در آوردیم و کار ۱ ساعته رو ۳ ساعت طول دادیم بعد از خوردن غذا رفتیم خونه
ته : بچه ها فردا ساعت ۵ آماده باشید میخوایم بریم مهمونی
لینو : چه مهمونی؟ چرا من نمیدونم
ته : یکی از مافیا ها جشن گرفته باید بریم
لینو : باش
ات و لینا : باش
ته: ات
ات : هوم ؟
ته : لباس داری یا بریم بگیریم ؟
ات : نه بابا دارم من میرم
ات : رفتم بالا و یه دوش ۳۰ مینی گرفتم اومدم بیرون و داشتم موهام رو شونه میزدم که خشک کنم که دستی روی سر شونه هام حس کردم تو آینه دیدم ته بود
ات : آقای کیم خجالت نمیکشی ؟
ته : چرا به چیزی که مال خودمه دست بزنم و خجالت بکشم ؟
ات : ایششش
ته : بده خودم برات خشک میکنم .
ات : اوکی
بعد تموم شدن مو هام بلند شدم و رفتم سمت کمد و داشتم لباس عوض میکردم که دیدم ته داره خیره بهم نگاه میکنه
ات : هوی ته چشاتو درویش کن
ته : اولن هوی به خودت
دومن طبیعت رو به روم خیلی خوبه دوست دارم نگا میکنم
سومن به چیزی که مال خودمه نگا کنم جرمه ؟
ات : آره جرمه برو بیرون بدو
ته : نمیرم اتاق خودمه دوست دختر خودمه
ات : باش پس
لباسم رو برداشتم رفتم تو حموم و عوض کردم و اومدم بیرون خواستم رو تخت دراز بکشم که یاد یه چیزی افتادم و سریع بلند شدم رفتم اتاق لینا
ات : هی لینو امشب برو پیش ته
لینو : چرا اونوقت
ات : تنبیه شده من با لینا میخوابم
لینو : باوش
لینا : ات جونم بیا اینجا با هم میخوابیم
ات : ایییی ارهههههههه
بالاخره بعد سه ماههههه
خب پیش ته و لینو
لینو : سیلام دادا من اومدم
ته : ای خدا ات کار خودتو کردی
بعد یه ساعت
لیمو: من خوابم نمیبره میخوان برم پیش لینااا
ته : منم
لینو : برو زنتون جم کن منم برم پیش زنم
ته : آره وایسا بیا بیرون
بلند شدم و رفتم اتاق بچه ها رو زدم و در رو باز کردم وارد شدم و دیدم این دوتا این چی دارن قه قه میزنن رفتم ات رو برآید بغل کردم و بردم اتاق
ات : دیدی بدون می خوابت نمیبره
ته : آره حالا بیا اینجا
ات : خودمو بغلش جا دادم و سیاهیییییی
ادامه دارد....
ته : من دوکیپوکی میخوام
ات : منم رامیون
لینو : برنج سرخ شده
لینا : پس بیاید با هم غذا درست کنیم آماده ندارم
موافقت کردیم و شروع کردیم به درست کردن هم دیگه رو اردی تخمه مرغی و کلا همه چی کلی خندیدیم مسخره بازی در آوردیم و کار ۱ ساعته رو ۳ ساعت طول دادیم بعد از خوردن غذا رفتیم خونه
ته : بچه ها فردا ساعت ۵ آماده باشید میخوایم بریم مهمونی
لینو : چه مهمونی؟ چرا من نمیدونم
ته : یکی از مافیا ها جشن گرفته باید بریم
لینو : باش
ات و لینا : باش
ته: ات
ات : هوم ؟
ته : لباس داری یا بریم بگیریم ؟
ات : نه بابا دارم من میرم
ات : رفتم بالا و یه دوش ۳۰ مینی گرفتم اومدم بیرون و داشتم موهام رو شونه میزدم که خشک کنم که دستی روی سر شونه هام حس کردم تو آینه دیدم ته بود
ات : آقای کیم خجالت نمیکشی ؟
ته : چرا به چیزی که مال خودمه دست بزنم و خجالت بکشم ؟
ات : ایششش
ته : بده خودم برات خشک میکنم .
ات : اوکی
بعد تموم شدن مو هام بلند شدم و رفتم سمت کمد و داشتم لباس عوض میکردم که دیدم ته داره خیره بهم نگاه میکنه
ات : هوی ته چشاتو درویش کن
ته : اولن هوی به خودت
دومن طبیعت رو به روم خیلی خوبه دوست دارم نگا میکنم
سومن به چیزی که مال خودمه نگا کنم جرمه ؟
ات : آره جرمه برو بیرون بدو
ته : نمیرم اتاق خودمه دوست دختر خودمه
ات : باش پس
لباسم رو برداشتم رفتم تو حموم و عوض کردم و اومدم بیرون خواستم رو تخت دراز بکشم که یاد یه چیزی افتادم و سریع بلند شدم رفتم اتاق لینا
ات : هی لینو امشب برو پیش ته
لینو : چرا اونوقت
ات : تنبیه شده من با لینا میخوابم
لینو : باوش
لینا : ات جونم بیا اینجا با هم میخوابیم
ات : ایییی ارهههههههه
بالاخره بعد سه ماههههه
خب پیش ته و لینو
لینو : سیلام دادا من اومدم
ته : ای خدا ات کار خودتو کردی
بعد یه ساعت
لیمو: من خوابم نمیبره میخوان برم پیش لینااا
ته : منم
لینو : برو زنتون جم کن منم برم پیش زنم
ته : آره وایسا بیا بیرون
بلند شدم و رفتم اتاق بچه ها رو زدم و در رو باز کردم وارد شدم و دیدم این دوتا این چی دارن قه قه میزنن رفتم ات رو برآید بغل کردم و بردم اتاق
ات : دیدی بدون می خوابت نمیبره
ته : آره حالا بیا اینجا
ات : خودمو بغلش جا دادم و سیاهیییییی
ادامه دارد....
- ۶۵۱
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط