{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم هایش شروع واقعه بود

چشم هایش شروع واقعه بود
آسمانــــی درون آنهــــــا، من

در صدایش پرنده می رقصید
بر تنش عطر خـــوب آویشن

باز گوشواره هـــــای گیلاســـی
پشتِ گوشش شلوغ می کردند

دست هــــای کمندِ نیلوفر
سینه ریزی ظریف بر گردن

احتمـــــالا غریبــــــه مـی آمد
از خیابان به شرم رد می شد

دختـــــر پا بـــه راهِ دیروزی
هیکلِ رو به راهِ حالا... زن
دیدگاه ها (۵)

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

نمیبخشمت p.23

#my.FUCKER.mafai. part6فیلیکس با چشمانی باز، اما ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۲

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

چشم هایش شروع واقعه بودآسمانــــی درون آنهــــــا، مندر صدای...

‌ ‌چشم هایش شروع واقعه بود .. آسمانــــی درون آنهـــا،من" در صدایش پرنده می رقصید .. بر تنش عطر خ

چشـم‌هایش شروع واقعه بودآسمانی درون آنها مندر صدایش پرنده می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط