{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید روزی

شاید روزی
بی آنکه نامت را بدانم
با هم از خیابانی گذشته ایم
و بی آنکه بدانیم
سایه هامان
همدیگر را در آغوش کشیده باشند...
#محمد_ساج
دیدگاه ها (۱)

خوب مـــــن...سخن از رفتن تو یا من نیســـــت.....حرف از حس ع...

ﺩﻟــﻢ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﻮﺩﻧــﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪﻣﯽ ﺁﯾﻢ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ....ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ......

یادت هســـــــــــــــــت ..............گفتی: قســــــــــم ...

خــــــــــدایا غرورم را شڪستمنجابتم ڪہ نشڪست...شڪست؟...

گاهی باید ایستاد، نفسی عمیق کشید و از خود پرسید: واقعاً چه ا...

نویسنده فیک نویس:اورانیا لاجورد. نام رمان فیک:« سایه های خون...

حنظله :داستان یک جدایی۵۵ سال پیش بود. ما در یک محله ساحلی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط