امروز هوس کرده ام سفید بنویسم

امروز هوس کرده ام سفید بنویسم
درست رنگ پیراهن سفید ات

امروز از صبح دارد
بوی عطر بهارنارنج مدام در مشامم می دود


امروز می خواهم بروم برای خودم عطر بخرم

دیروز هم ، روزهای قبل هم ، رفته بودم

نمی دانم اسم عطرت چه بود
فقط می دانم که هر رهگذری را
که بوی تو را داشته
تا خانه اش تعقیب کرده ام
همه ی عطر فروشی ها را
سرک کشیده ام

اسم عطرت چه بود؟؟
هر چه بود
برای دیوانه کردنم بس بود

من هم اسمش را گذاشتم عطر " دیوانگی"
امروز هم می روم سراغ عطر "دیوانگی"

نمی دانم
چرا دستهایم چشم به راهند
نمی دانم چه می خواهم

اصلا
امروز دلم هیچ چیز نمی خواهد

دلم تو را می خواهد
فقط تو را
خودت را

لطفا با همان پیراهن سفید و عطر همیشگی ات در خیالم بیا



#love
دیدگاه ها (۱)

آدم ها فکر می کنند بعد از رفتنشان باید مانند صندوق پستی زنگ ...

لذت زندگی داشتن دوستانیه که بهت عشق و آرامش میدن❤زندگیتون پر...

به اندازه تمامشب بیداریهایمخوابم می آید ...کاش زندگی همشعر ب...

در انبوه سکوت ، میان من و تو ، حرفی نبود .کلامی در فاصله دو ...

از تو چیز زیادی نمی خواهم...تنها قطعه ای از شرجیِ حنجره ات ر...

"برگ در هنگام زوال می افتد و میوه به هنگام کمالاگر قرار بر ر...

رز سیاه پارت۶ یکم منحرفیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط