{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عید شد باید بپرسم حال و احوال تو را

عید شد باید بپرسم حال و احوال تو را
یا بگیرم در نگاه قهوه ات فال تو را

 یک قدم نزدیک تر بردار و لب ها را بیار
تا بچینم میوه های بوسه ی کال تو را

بی تعارف آمدم با این غزل دنبال تو
برنگردم تا نبینم چشم خوشحال تو را

 آنقدر از تاب مویت شعر می بافم به هم
شُل کند قدری گره از سفتی شال تو را

 نرم نرمک می روی در هر قدم لرزان بدن
" بم " شود هر کس ببیند فرم زِلزال تو را

 کاش حافظ زنده بود اکنون و می گفتم به او
خال هندو هم ندارد جذبه ی خال تو را

 یک بغل آغوش می خواهم نگو ای وای نه
می نشینم تا بگیرم عیدی سال تو را



#علی_نیاکوئی_لنگرودی
دیدگاه ها (۳)

عید شد باید بپرسم حال و احوال تو رایا بگیرم در نگاه قهوه ات ...

عید شد باید بپرسم حال و احوال تو رایا بگیرم در نگاه قهوه ات ...

عید شد باید بپرسم حال و احوال تو رایا بگیرم در نگاه قهوه ات ...

عید شد باید بپرسم حال و احوال تو رایا بگیرم در نگاه قهوه ات ...

#عید شد باید بپرسم حال و احوال #تو رایا بگیرم در نگاه قهوه ا...

عید شد باید بپرسم حال و احوال تو رایا بگیرم در نگاہ قهوہ ات،...

🌹🌸 نیمه شعبان مبارک 🌺🌷گلم امشب چون ماه آسمونه یار ستاره گرد ...

☆BETWEEN US☆P♡46________شب برای هاری، به کندیِ حرکتِ عقربه‌ه...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_سی_و...

رمان آقای مغرور خانم لجبازمقدمه: کنار بغض خیس پنجره می نشینم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط