{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک هو دیدم کل ظاهرش تغییر کرد لباساش

🖤Не трогай книгу📕
26
یک هو دیدم کل ظاهرش تغییر کرد لباساش
موهاش .
بعد با یه لبخند مرموز برگشت به منی که با موهای بلندم تو یه عالمه خون افتاده بودم نگاه کرد.
_از اولین دیدار مون سال هاست میگذره پارک ات .
+م منظورت چیه .
از روی زمین بلند شدم و نشستم .
_از وقتی ساشای هرزه نفرینم کرده تا الان از اینه ها بزرگ شدن ،ازدواج ،جشن های خانوادگی رو میدیم تا موقعی که تو به دنیا اومدی .
+یعنی تو تمام مدت از توی آینه...
_نگاهت می کردم .
اگر تمام مدت اون تو بودی پس اون شب از قصد اون کارو کرده؟ .
_آره
+چی
_جواب سوالت و دادم بیب .
+ولی
_یکی از قدرت های من اینه عزیزم :)
خواستم یه چیزی بدم که یک هو.....

_________________________________________________________
Like. 33
kamint. 26
دیدگاه ها (۶)

🖤Не трогай книгу📕۲۷خواستم یه چیزی بگم که یک هو صدای پودیم و ...

🖤🐋A soul in two bodies🖤🦋part:1با قدم های آروم و با احتیاط دن...

تن لش اولین و آخرین دختری که قلبم و شکست را انسان های فانی ه...

🖤Не трогай книгу📕25 《شروع یک نفرین 》(جیمین )از...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت هشׄـ ۪۪...

𝐺𝑢𝑛#Jeon_rina #jeon_victor #part26---همین که مانلی داشت تویِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط