{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا آسمانی هست با رویای پرواز

تا آسمانی هست با رویای پرواز
گیرم قفس هم بسته، ما آزاد هستیم

گیرم صدای درد را کشتید اما
ما ناگزیر از رویش فریاد هستیم...
دیدگاه ها (۰)

گم می‌شود دل من، چون شرح یار گویمچون گم شوم ز خود من‌،او را ...

شب است ... اما زَمانِ همیشِگے در من براے او ڪه جانِ مَن استو...

خشکزاری گشته قلبم اهل باران نیستمخارها روییده در چشمم، بیابا...

با رفتن و گم گشتن و از خویش گذشتنگیرم که به هر شیوه، دل از م...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³⁸دستای بستش و س...

Part 3ا.ت با قدم‌های لرزان وارد سلول ۱۲۳ شد. صدای بسته شدن د...

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۱: فرار در میانه‌یِ آتشدر بیمارستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط