{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقت دلتنگی دلم صحرای محشر می شود

وقت دلتنگی دلم صحرای محشر می شود
این ندیدن ها برایم تلختر سر می شود

گفته بودی از نرفتن ها ولی این بارهم
سینه ام از درد دوری بس مکدر می شود

سهم من از باتو بودن باز هم فرهاد من
اشک چشمی در وداعی تلخ و آخر می شود

باز می پیچد صدای گریه ام در کوی دل
از جدایی ها که هربارم مقدر می شود

من که دادم دین و دنیا را به چشمانت چرا
این دلم جرمی نکرده سخت کیفر می شود

آن نوازش های شیرینت شبی با اشک و اه
در نهایت چون حکایت ثبت دفتر می شود
دیدگاه ها (۳)

از من جدا مشو که تمنای من توییمهتاب خلوت شب تنهای من ...

جایی برایم گوشه ی دلت بگذارجایی که جای هیچ کس نیست...همان گو...

بغلم کن همه جا ! شهر حسودی بکندچشم تو بین زنان تیر و کمان پخ...

برایش شعر خواندم ٬ اشک هایش را درآوردمپس از یک عمر خاموشی صد...

سناریوووووو اوردم آخر کپشن مهم

فإن كان لكم كيد فكيدون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط