{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی پا در جهان گذاشتم

وقتی پا در جهان گذاشتم

مادرم درد کشید پدرم خندید

اما من گریه میکردم چون از خدا جدا شدم

خدا گفتم بگذار پیشت بمانم چرا نشد؟

دنیا را دوست ندارم …
دیدگاه ها (۱)

💗🤍

★دستبند ما؟!...p³ادامه داد:"ببخشید جونگ‌کوک واقعا عذر می‌خوا...

رمان دخت من

سکوت پیستPart:⁹⁸(ویو مری)وقتی که توی ی جای غریب از خواب پا ش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

پارت ۴ (سرنوشت)

جدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط