پنجره

پنجره
تنگ غروب
وسوسه ی آمدنت
باز تاریک شد و
ابر شد و
باران شد
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

پنجره را باز میکنم،طلوع را میبینم و غروب را فراموش میکنماز ا...

مينويسم باران ،دفترم پر ميشود ازواژه هاى خيسبوى خاكصداى ناود...

این روزها چقدر دلم برای صدای باران و باریدن برف تنگ شده.خیلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط