{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نـه فـقـط از تـو اگــر دل بـکنـم می میرم

نـه فـقـط از تـو اگــر دل بـکنـم می میرم
سایـه ات نیـز بیـفـتـد به تنـم می میرم

بین جان من و پیراهن من فرقی نیست
هـر یکی را کـه بـرایت بکَنـم می میرم

بـرق چـشمـان تــو از دور مـرا می گـیـرد
مـن اگـر دسـت بـه زلفـت بزنم می میرم

بازی ماهی و گـربـه است نظر بـازی مـا
مثل یک تنگ شبی می شکنم می میرم

روح برخاسته از من ...! ته ِ این کوچه بایست
بیش از این دور شوی از بدنـــم می میرم...
دیدگاه ها (۹)

آن پیچکهای یاغی

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

صدای شلیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط