{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم

هنوز پیرهنم را ، نشُسته می پوشم

 

هنوز بوی تو از تار و پود زندگی ام

نرفته است که خود را به عطر بفروشم

 

عجب مدار از این جوششی که در من هست

که من به هرم نفسهای توست...می جوشم

 

کجا به پیری وسستی وضعف روی آرم

منی که آب حیات از لب تومی نوشم

 

به بوسه ای که گرفتم در آخرین لحظه

برای بوسه ی دیگر دوباره می کوشم

 

برای آنکه بدانی که بر سر عهدم

برای آنکه بدانی نشد فراموشم

 

قسم به بوسه ی آخر...قسم به اشک تو...من

هنوز پیرهنم را ؛ نشُسته می پوشم
دیدگاه ها (۲)

نمیشود که شوی یک دمی  فراموشمتویی که  شهد لبت  با   ترانه  م...

جز خسوف روی ماهت اتفاقی شوم نیستمی پرستم ماه را، از سجده ام ...

هی میرویم و جاده به جایی نمی رسدقولی که عشق داده، به جایی نم...

حتی اگر باران بشوی ،و بخواهی عاشقانه بباری ...هستند کسانی که...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:19ویو بنگچانبدون اینکه به حرفای مین سول توجه ک...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:13ویو ناشناس+مگه بهت نگفتم کاری کن دختره بمیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط