{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازآن دمی که گرفتم تورا درآغوشم

ازآن دمی که گرفتم تورا درآغوشم

هنوز پیرهنم را نشُسته می پوشم

هنوز بوی تو از تارو پود زندگی ام

نرفته است که خود رابه عطر بفروشم

عجب مدار از این جوششی ک در من هست
که من به هرم نفسهای توست...می جوشم

کجا به پیری وسستی وضعف روی آرم

منی ک آب حیات از لب تومی نوشم

به بوسه ای که گرفتم در آخرین لحظه

برای بوسه ی دیگر دوباره می کوشم

برای آنکه بدانی که بر سر عهدم

برای آنکه بدانی نشد فراموشم

قسم به بوسه آخر...قسم به اشک تو...من

هنوز پیرهنم را؛نشُسته می پوشم


دیدگاه ها (۱)

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را ، نشُسته می ...

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را ، نشُسته می ...

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را ، نشُسته می ...

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را ، نشُسته می ...

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را ، نشُسته می ...

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را ، نشُسته می ...

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را نشُسته میپوش...

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را ، نشُسته می ...

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را ، نشُسته می ...

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشمهنوز پیرهنم را ، نشُسته می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط