*ا.ت رفت بیمارستان*
*ا.ت رفت بیمارستان*
دکتر:سلام
ا.ت:سلام اتفاقی افتاده که گفتین بیام؟
دکتر:بله دیروز که دخترتون رو آوردید ما متوجه شدیم که ریه اش بر اثر ضربات جسمی آب آورده(اینو از خودم درآوردم وگرنه نمیدونم واقعا این اتفاق با این کار ممکنه بیافته یا نه)و ا.ت به جیمین شک کرد چون جدیدا کبودی های کمرنگ روی بدن سومی میبینه و از دکتر خداحافظی کرد و رفت خونه
پرش زمانی به خونه
ا.ت:جیمین کجایی؟*داد*
جیمین تا میخاست سومی رو بزنه صدای ا.ت اومد
جیمین:تو اتاق سومی ام عشقم
ا.ت:دکتر گفت ریه ی سومی بخاطر ضربات آب آورده جدیدانم روی بدن سومی کبودی میبینم*داد و به شدت اصبانی*
جیمین:بیبی به خدا من از چیزی خبر ندارم(داره دروغ میگه)که...
شرایط پارت بعد:
2تا لایک
2تا کامنت
دکتر:سلام
ا.ت:سلام اتفاقی افتاده که گفتین بیام؟
دکتر:بله دیروز که دخترتون رو آوردید ما متوجه شدیم که ریه اش بر اثر ضربات جسمی آب آورده(اینو از خودم درآوردم وگرنه نمیدونم واقعا این اتفاق با این کار ممکنه بیافته یا نه)و ا.ت به جیمین شک کرد چون جدیدا کبودی های کمرنگ روی بدن سومی میبینه و از دکتر خداحافظی کرد و رفت خونه
پرش زمانی به خونه
ا.ت:جیمین کجایی؟*داد*
جیمین تا میخاست سومی رو بزنه صدای ا.ت اومد
جیمین:تو اتاق سومی ام عشقم
ا.ت:دکتر گفت ریه ی سومی بخاطر ضربات آب آورده جدیدانم روی بدن سومی کبودی میبینم*داد و به شدت اصبانی*
جیمین:بیبی به خدا من از چیزی خبر ندارم(داره دروغ میگه)که...
شرایط پارت بعد:
2تا لایک
2تا کامنت
- ۲۴۷
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط