دو پارتی تهیونگ part

دو پارتی تهیونگ part2
#سناریو
#بی_تی_اس
#کیم_تهیونگ
#فیکشن


دلبری زیبایی تارهای نازک و خورشیدرنگ موهاش رو پشت گوشش زد.

_ شما لطف دارید، رئیس کیم.

کیم لبخندی زد و با گذاشتن دست‌هاش دو‌طرف کمر دختر اون رو به‌سمت خودش کشید. پلک‌هاش رو با آرامشی که ناگهان تمام وجود آشفته‌اش رو گرفت، بست و نفس عمیقی از عطر دریاگون تن دخترک بازیگر کشید. اون دختر الهه بود، الهه‌ی زیبایی که در عمق سکوت اون مرد آروم و خشک رو به حسادت و عاشقی وامی‌داشت.

_ درسته خیلی زیبا شدی؛ اما کی گفته که من بهت اجازه می‌دم که با این لب‌های سرخ می‌تونی روی صحنه بری؟

با اخم پررنگ و نمایشی کنار گوش ماریا پچ‌پچ و حقله‌ی انگشت‌هاش رو دور کمر باریکش، تنگ کرد و گاز ریزی از لاله‌ی گوشش گرفت. ماریا با شیطنت کم‌رنگی پوزخندی زد و با بالاآورد دست‌هاش، مرد رو به آغوش کشید.
سرش رو داخل گودی گردنش فرو کرد و نفسی از گرما و عطر تلخ مردش کشید. پوزخندی شیطنت‌آمیزی زد و یک دستش رو به‌آرومی روی تن تهیونگ حرکت داد. انگشت‌هاش با ظرافت روی عضلات شکم مرد می‌لغزیدن و درنهایت روی شلوار پارچه‌ای و خوش دوختش نشست.
با لبخندی که با شیطنت کم‌رنگی آمیخته‌شده بود، فشار کمی به عضو مرد وارد کرد و سرش رو ازگردنش بیرون کشید. صورتش رو مقابل صورت سرخ مرد قرار داد و با همون پوزخندش گفت:

_ می‌تونی این رژ لب رو برام پاک کنی کیم؟

تهیونگ نفسی از هوای بین دو لب‌های سرخ دختر کشید و با گرفتن گردن کشیده و نازکش، به اون دو تکه گوشت نرم حمله کرد. دندون‌هاش با طمع لب‌های گرم دختر رو می‌مکید و دستش مثل کمربندی محکم دور کمر باریکش پیچیده بود.
موسیقی هنوز داخل سالن استراحت کارکنان پخش می‌شد و سالن هنوز هم خالی از جمعیت بود. شاید الان فرصت خوبی برای رفع عطش تن‌هاشون بود... عطشی که این‌طوری قلب‌هاشون رو به تپش انداخته و لب‌هاشون رو به‌هم گره زده بود.
دیدگاه ها (۲)

ویکوک part1#ویکوک#بی_تی_اس#فیکشن#کیم_تهیونگ#جئون_جونگ_کوکبا ...

های گایز یه خبر بد یه خبر خوبخبر بد ادمینتون با ماشین چپ کرد...

دو پارتی تهیونگ part1#تک_پارتی#بی_تی_اس#کیم_تهیونگ #فیکشنبا ...

خواستار یه کاپ که رولش فرق نمیکنه چی باشه(جونگ کوک بهتره)کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط