هیچ نمی دانم چرا؟
هیچ نمی دانم چرا؟
اما می دانم کس دیگری به درون من پا گذاشته است
و او است که مرا چنان بی طاقت کرده است
که احساس می کنم دیگر نمی توانم در خودم بگنجم
در خودم بیارامم.
از "بودن" خویش بزرگتر شده ام
واین جامه بر من تنگی می کند.
این کفش تنگ و بی تابی فرار!
عشق آن سفر بزرگ....!
اوه، چه می کشم!!
چه خیال انگیز و جانبخش است "اینجا نبودن"
دکتر شریعتی
اما می دانم کس دیگری به درون من پا گذاشته است
و او است که مرا چنان بی طاقت کرده است
که احساس می کنم دیگر نمی توانم در خودم بگنجم
در خودم بیارامم.
از "بودن" خویش بزرگتر شده ام
واین جامه بر من تنگی می کند.
این کفش تنگ و بی تابی فرار!
عشق آن سفر بزرگ....!
اوه، چه می کشم!!
چه خیال انگیز و جانبخش است "اینجا نبودن"
دکتر شریعتی
- ۷۲۲
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط