{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتی اون بچه ای که وقتی رفت سر یخچال ودید هیچی توش نیست

سلامتی اون بچه ای که وقتی رفت سر یخچال ودید هیچی توش نیست یه نگاه ب مادرش کرد ودید چشمای مادرش پراز اشکه و سرش پایینه ..بادستای کوچیکش اشک مامانشو پاک کرد و گفت :مامان خاااک تو سرت با این شوهرپیدا کردنت خخخخخخخخخخ


بچه دید بازی به زندگی داشته
دیدگاه ها (۱)

قدیما خیلی باحال بودولی ما نبودیم......آینده هم خیلی باحالهو...

ﮔﺎﺑﺮﯾﻞ ﮔﺎرﺳﯿﺎ ﻣﯿﮕﻪ : ﻫﺮﮔﺰ ﻟﺒﺨﻨﺪ رو ﺗﺮک ﻧﮑﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻋﺎﺷﻖ ...

ﺧﻄﺒﻪ ﻋﻘﺪ ﺷﺒﮑﻪ GEM :...ﺍﻟﻨﮑﺎﺡ ﺳﻨﺘﯽ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺏ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮﻣﺪ...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﻪ ﯾ...

چندپارتی دراکو.(درخواستی)تو مرگخوار شدی ولی بهم نگفتی.وقتی ب...

{تکپارتی}....... صدای داد و فریاد هایشون خونه را پر کرده بود...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وپنجم 𓆪 🖤🥀اسما به یون خیره شد.ـ «یعنی چی؟...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا لبخند عمیقی ز...

سناریو جونگکوک

Wedding night

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

ادامه سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط