ButYou
#But_You
#Part_⁰¹
&بورا سریع باش
+دارم میام دورا باشه دیگه
&زوددددد
من لی بورا هستم.
۲۳ سالمه و یه دوست صمیمی به نام کیم دورا دارم، دورا یک برادر بزرگتره ۲۶ ساله داره که من اون رو به هیچ عنوان ندیدم....
مادرم دوماه بعد از تولد ۵ سالگیم فوت کرد و پدرم که کل زندگیش رو قم*ار میکرد همه چیزش رو باخت....
من از ۱۸ سالگی با دورا همخونه شدم چون اعتقاد داشت پدر و مادرش خیلی بهش گیر میدن میخواست خودش رو آزاد کنه....
+دارم میام
اون خانواده بشدت ثروتمندی داشت پس منو اون داخل یکی از بهترین خونه های سئول میموندیم
بهترین لباس ها و غذا ها برای دورا بود و من از همون پنج شیش سالگی همیشه بهش حس حسادت داشتم.....
اما کار هایی که خودش و خانوادهش در حقم انجام داده بودن باعث میشد حس کنم من هم دختری نازپرورده و بزرگ شده در پر قو هستم....
ما باهم دانشگاه میرفتیم..
و من همیشه دیر میکردم.....
و اون همیشه حرص میخورد.....
#Part_⁰¹
&بورا سریع باش
+دارم میام دورا باشه دیگه
&زوددددد
من لی بورا هستم.
۲۳ سالمه و یه دوست صمیمی به نام کیم دورا دارم، دورا یک برادر بزرگتره ۲۶ ساله داره که من اون رو به هیچ عنوان ندیدم....
مادرم دوماه بعد از تولد ۵ سالگیم فوت کرد و پدرم که کل زندگیش رو قم*ار میکرد همه چیزش رو باخت....
من از ۱۸ سالگی با دورا همخونه شدم چون اعتقاد داشت پدر و مادرش خیلی بهش گیر میدن میخواست خودش رو آزاد کنه....
+دارم میام
اون خانواده بشدت ثروتمندی داشت پس منو اون داخل یکی از بهترین خونه های سئول میموندیم
بهترین لباس ها و غذا ها برای دورا بود و من از همون پنج شیش سالگی همیشه بهش حس حسادت داشتم.....
اما کار هایی که خودش و خانوادهش در حقم انجام داده بودن باعث میشد حس کنم من هم دختری نازپرورده و بزرگ شده در پر قو هستم....
ما باهم دانشگاه میرفتیم..
و من همیشه دیر میکردم.....
و اون همیشه حرص میخورد.....
- ۴۳۱
- ۱۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط