#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌
#P‌a‌r‌t‌²²

ویو ته:
من از ۵ سال پیش عاشق بورا بودم....
اون هیچوقت من رو ندیده بود اما من همیشه توی اینستا و گوشی دورا یا وقتایی که پیش دورا بود میدیدمش....
زیبا ترین دختری بود که تابحال دیده بودم....
اون شبی که گازش گرفتم(اهم)از قصد بود....
من هیچوقت به اون سرعت مس*ت نمیشدم....
تمام کارام از قصد بود.....
من لی بورا رو دوست داشتم و عاشقش بودم....
بعد از مشورت گرفتن از پسرا(بنگتن) تصمیم گرفتم توی روز تولدش که ۳ هفته دیگه بود بهش اعتراف کنم....
روز تولد بورا:
بعد از تموم شدن دکوراسیون گوشیم رو چک کردم و پیام دورا که تا ۱ ساعت دیگه میرسن رو دیدم....
همه‌مون رفتیم رو حاضر شدیم...
بعد دوش گرفتن و خشک کردن موهام کت و شلوارم رو پوشیدم و بعد از دست کردن ساعتم، جعبه کوچک حلقه رو توی جیبم گذاشتم....
وقتی رسیدیم داخل حال دیدم همه حاضرن و فقط باید منتظر خانوما میموندیم
دیدگاه ها (۰)

‏🦊[۱۸:۵۶ ~ ۱۸:۵۹ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎامروز یه چیزی خیلی دل...

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eleven توی مدتی که سوار ماشین بو...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

bts

Custom bride part : ۱۴

I'm not jealous part 63صدای آشنایی نه چندان دور شنیدم؟نمیدون...

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط