{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻭ ﻋـــﺸـــﻖ

ﻭ ﻋـــﺸـــﻖ


ﻗﻴﭽﻲ ﺷﺪ


ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻮﺳﻨﮓ ﺷﺪﻱ


ﻭﻣﻦ


ﻛﺎﻏﺬ ﺑﻲ ﺭﻧﮓ
دیدگاه ها (۱)

زن ها گاهی عاشقانه هایشان را ...دم می کنند ...و می شود همان ...

نمی دانــم چــرا بیــن ایــن همــه آدم پــیــله کــرده امــ ...

دوباره عشققرارمان رادر گذرگاهِ گریه ها گذاشتآنجا که بغضاینهم...

چراغ سیاه تنهایی را در اتاقم نهاده امو تاریکی و تنهایی فضای ...

ﭼﻮﺏ ﺗﻨﺒﻴﻪ ﺧﺪا ﻧﺎﻣﺮئیست...ﻧﻪ ﻛﺴﻲ ﻣﻴﻔﻬﻤﺪ,ﻧﻪ ﺻﺪاﻳﻲ ﺩاﺭﺩ...ﻳﻚ ﺷﺒ...

#سخن_خدا وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَ...

ﺭﻭﺯﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ بحث شاﻥ ﺷﺪ!ﻣﺎﺭ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط