dangers love pt
dangers love (pt 14)
+حالا هم پاشو،من معلم رقص اوردم. یکم برقصیم؟
_ا-اگه شما میخواید من انجامش میدم
جونگکوک با لبخند تهیونگ رو از جا بلند کرد و رفتن وسط رستوران،معلم رقص بعد از اوختن رقص به جونگکوک و تهیونگ از اونا درخواست یک رقص بدون معلم داشت!
_مـ-میشه شما برید؟منو جونگکوک خودمون انجامش میدیم
*اوه حتما،فعلا خداحافظ آقای جئون
+خداحافظ ماریلا!
جونگکوک و تهیونگ میخواستن رقص دو نفره رو انجام بدن!
تهیونگ از اون گوشه و جونگکوک هم از گوشهای دیگر به سمت هم آمدند،دست هم رو گرفتن و در حال رقص بودند که رسیدند به اوج رقص همونجایی که جونگکوک از ماریلا خواهش کرده بود که بگه باتم باید لباسشو دربیاره و توی بغل تاپ برقصه و خودشو تکون بده!
+هی تهیونگ رسیدیم به اوج رقص
_بـ-باشه قربان
تهیونگ با صورتی سرخ و اخمآلود لباس هایش را در اورد
+هوف عجب بدنی داری تهیونگ!
جونگکوک دست تهیونگ رو کشید سمت خودش و چسبوند به بدنش تا رقص رو کامل کنه!
_آ-آه رئیس جئون،یه چیزی بگم؟
+بگو تهیونگی
_دیکتون،وقتی که درحال رقص هستید و منم جلوی شما دیکتون یه طوری،یه طوری میره توم!!!!
+اوه اون شب که دوستش داشتی؟!
جونگکوک با انجام بیشتر رقص تهیونگ رو تحریک کرد،تهیونگ که میخواست اون کار رو توی مستی انجام بده ولی نمیخواست خیلی نشون بده که واقعا اونو میخواد پس یه فکری کرد.
_قـ-قربان میشه یکم مشروب بخوریم؟
+اوه باشه!
+من که میدونم برای چی میخوای مشروب بخوری «داره با خودش حرف میزنه»
تهیونگ و جونگکوک به سر جاهاشون برگشتن و درحال انجام دادن خواسته ی تهیونگ بودن،تهیونگ خیلی پرسرعت بطری مشروب رو سر کشید چون دیگه تحمل تحریک شدن رو نداشت!
ناگهان با مستی بسیار صندلی رو به سمت جونگکوک کشوند،جونگکوک با صورتی که میگفت بیا و انجامش بده به چشمان تهیونک زل زده بود.
تهیونگ جلو تر رفت و لب های جونگکوک رو بوسید. بهقدری تهیونگ مست بود که اصلان دست از لبان حونگکوک نمیکشید!
+ببین،ببین با لبات چیکار کردم!
_اومممم-حالا انگار که من بدم میاد؟!
جونگکوک که تن بی لباس تهیونگ رو دید تهیونگ رو گذاشت روی میز!
جونگکوک با لب و زبون داغش نیپلای تهیونگ رو مک میزد.
_آهههههه-یـ یـکم آروم!!
+اگه ناله هاتو با اسم ددی بشنوم شاید آرومتر رفتار کنم باهات!
+اوممممم.
جونگکوک بدن تهیونگ رو میبوسید و به سمت پایین میرفت سعی کرد از شر شلوار تهیونگ خلاص بشه که موفق هم شد،شلوار و کفش تهیونک رو دراورد.
جونگکوک با دیدن صورت سرخ شده ی تهیونگ خیلی از عمد به سمت دیک تهیونگ رفت. اول نوازشی با ناخون های بلندش به سر دیک تهیونگ داد که باعث شد ناله ی مردونه ی تهیونگ به گوش همه برسه.
_آآههههههه-بـ باشه قبول،
+صدام کن ددی زود باش
_آههههه بتش باش ددییییییییییییی
جونگکوک لبخندی زد و سرش رو پایین برد و برای تهیونک ســ☆ــاکــ زد!
_آههههه دروغگوووووو
+تادا این سوپررایز ددی جئون!
جونگکوک دوباره به سمت نیپل ها و ترقوه های تهیونگ رفت. جونگکوک در حال گازگازی کردن نیپل های تهیونگ بود که تهیونگ سر جونگکوک رو گرفت
_بـ-بسه،درد دارهههه
+ولم کن
جونگکوک دستای تهیونک رو باز کرد و به کار خودش رسید. شب درحال گذشتن بود و تهیونگ و جونگکوک هم درحال خوشگذرونی!
«فردا صبح»
_آی،جونگکوک حتی منو اورد خونه ی خودم؟ وای چقدر جنتلمن،عجیبه ولی همهچیز دیشب رو یادم میاد!
ادامه دارد....
+حالا هم پاشو،من معلم رقص اوردم. یکم برقصیم؟
_ا-اگه شما میخواید من انجامش میدم
جونگکوک با لبخند تهیونگ رو از جا بلند کرد و رفتن وسط رستوران،معلم رقص بعد از اوختن رقص به جونگکوک و تهیونگ از اونا درخواست یک رقص بدون معلم داشت!
_مـ-میشه شما برید؟منو جونگکوک خودمون انجامش میدیم
*اوه حتما،فعلا خداحافظ آقای جئون
+خداحافظ ماریلا!
جونگکوک و تهیونگ میخواستن رقص دو نفره رو انجام بدن!
تهیونگ از اون گوشه و جونگکوک هم از گوشهای دیگر به سمت هم آمدند،دست هم رو گرفتن و در حال رقص بودند که رسیدند به اوج رقص همونجایی که جونگکوک از ماریلا خواهش کرده بود که بگه باتم باید لباسشو دربیاره و توی بغل تاپ برقصه و خودشو تکون بده!
+هی تهیونگ رسیدیم به اوج رقص
_بـ-باشه قربان
تهیونگ با صورتی سرخ و اخمآلود لباس هایش را در اورد
+هوف عجب بدنی داری تهیونگ!
جونگکوک دست تهیونگ رو کشید سمت خودش و چسبوند به بدنش تا رقص رو کامل کنه!
_آ-آه رئیس جئون،یه چیزی بگم؟
+بگو تهیونگی
_دیکتون،وقتی که درحال رقص هستید و منم جلوی شما دیکتون یه طوری،یه طوری میره توم!!!!
+اوه اون شب که دوستش داشتی؟!
جونگکوک با انجام بیشتر رقص تهیونگ رو تحریک کرد،تهیونگ که میخواست اون کار رو توی مستی انجام بده ولی نمیخواست خیلی نشون بده که واقعا اونو میخواد پس یه فکری کرد.
_قـ-قربان میشه یکم مشروب بخوریم؟
+اوه باشه!
+من که میدونم برای چی میخوای مشروب بخوری «داره با خودش حرف میزنه»
تهیونگ و جونگکوک به سر جاهاشون برگشتن و درحال انجام دادن خواسته ی تهیونگ بودن،تهیونگ خیلی پرسرعت بطری مشروب رو سر کشید چون دیگه تحمل تحریک شدن رو نداشت!
ناگهان با مستی بسیار صندلی رو به سمت جونگکوک کشوند،جونگکوک با صورتی که میگفت بیا و انجامش بده به چشمان تهیونک زل زده بود.
تهیونگ جلو تر رفت و لب های جونگکوک رو بوسید. بهقدری تهیونگ مست بود که اصلان دست از لبان حونگکوک نمیکشید!
+ببین،ببین با لبات چیکار کردم!
_اومممم-حالا انگار که من بدم میاد؟!
جونگکوک که تن بی لباس تهیونگ رو دید تهیونگ رو گذاشت روی میز!
جونگکوک با لب و زبون داغش نیپلای تهیونگ رو مک میزد.
_آهههههه-یـ یـکم آروم!!
+اگه ناله هاتو با اسم ددی بشنوم شاید آرومتر رفتار کنم باهات!
+اوممممم.
جونگکوک بدن تهیونگ رو میبوسید و به سمت پایین میرفت سعی کرد از شر شلوار تهیونگ خلاص بشه که موفق هم شد،شلوار و کفش تهیونک رو دراورد.
جونگکوک با دیدن صورت سرخ شده ی تهیونگ خیلی از عمد به سمت دیک تهیونگ رفت. اول نوازشی با ناخون های بلندش به سر دیک تهیونگ داد که باعث شد ناله ی مردونه ی تهیونگ به گوش همه برسه.
_آآههههههه-بـ باشه قبول،
+صدام کن ددی زود باش
_آههههه بتش باش ددییییییییییییی
جونگکوک لبخندی زد و سرش رو پایین برد و برای تهیونک ســ☆ــاکــ زد!
_آههههه دروغگوووووو
+تادا این سوپررایز ددی جئون!
جونگکوک دوباره به سمت نیپل ها و ترقوه های تهیونگ رفت. جونگکوک در حال گازگازی کردن نیپل های تهیونگ بود که تهیونگ سر جونگکوک رو گرفت
_بـ-بسه،درد دارهههه
+ولم کن
جونگکوک دستای تهیونک رو باز کرد و به کار خودش رسید. شب درحال گذشتن بود و تهیونگ و جونگکوک هم درحال خوشگذرونی!
«فردا صبح»
_آی،جونگکوک حتی منو اورد خونه ی خودم؟ وای چقدر جنتلمن،عجیبه ولی همهچیز دیشب رو یادم میاد!
ادامه دارد....
- ۳.۰k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط