dangers love pt
dangers love (pt 7)
^برو و تهیونگ رو ببوس. +هی! ^خودت گفتی جرعت،حالا هم باید انجامش بدی. +هه،باشه.
جونگکوک جلو رفت و گونه ی تهیونگ رو بوسید.
^نچ،گونه نه،باید لبشو ببوسی!اگر هم نمیتونی خب بگو تا ما باهات بازی نکنیم.
هنوز حرفاش تموم نشده بود که جونگکوک با سرعت لبای تهیونگ رو بوسید.جونگکوک متعجب بود.
بعدش جدا شد و به بازی برگشت.
+حالا شد؟ ^آره ولی امیدوارم با هم نخوابید! _ی.ی.یعنی چی؟ن.نه بابا! +هه،این فقط بازیه.
بازی رو ادامه دادن تا جایی که هرکی مشروب و سوجو میخورد و مست شده بود .بعدش همه از کلوپ خارج شدن و رفتن.تهیونگ میخواست از مبل بلند بشه تا دیگه کمکم بره،ولی جونگکوک که زیادی مست بود دست تهیوتگ رو گرفت و نذاشت تهیونگ جایی بره.
_جونگکوک دستمو ول کن! من میخوام برم. +لازم نیست بری!
بعدش تهیونگ رو انداخت روی پاهاش! تهیونک از سایز دیک جونگکوک متعجب بود،تاحالا این سایز رو ندیده بود!
تهیونگ که خیلی مست بود چرخید سمت صورت جونگکوک و جونگکوک رو بوسید. درحال خوشگزرونی بودند که یونگی برادر جونگکوک اومد داخل.«یونگی صاحب کلوپ های شبونه هستش»
برادرش رو توی اون حالت که دید،تعجب کرد!
~من میدونستم جونگکوک میتونه با پسرا قرار بزاره یا ارتباط برقرار کنه ولی مطمئن نبودم.
یونگی درحال فکر کردن بود که گوشی تهیونگ زنگ خورد.«توی کلوپ گوشی هارو جمع میکنن که مزاحم کسی نشه»
:: جیمین::
یونگی جواب داد،
~آ،چیزه کسی که بهش زنگ زدید الان توی این کلوپه! •چی؟ کلوپ؟ تهیونگ اصن اهلش نیست! ~آره معلومه،باید ببینیش چقدر خوب داره با رئیساش کیس میره! •چی؟ تهیونگ که گی نیست! ~اینارو ولش لوکیشن میدم بیا جمعش کن منم جونگکوک رو میبرم •شما با جونگکوک ارتباط دارید؟ ~برادرمه.
بعدش هم خیلی به طور بیادبانه گوشی رو روی جیمین قطع کرد.
یونگی میخواست جلوی جونگکوک رو بگیره ولی منصرف شد گذاشت تا جیمین بیاد و ببینه!
ولی میدونست که قرار نیست قط روی مبل اینکار رو انجام بدن! بعد از مدتی کیس رفتن جونگکوک با تهیونگ،اونا رفتن توی اتاق vip.
~این پسره چرا نمیاد؟«منظورش جیمینه»
«آره کرم دارم بازم جای حساس تمومش کردم» 🤭🤣
#خانم_جئون_کرم_داره🤓🍊🐇
ادامه دارد...
^برو و تهیونگ رو ببوس. +هی! ^خودت گفتی جرعت،حالا هم باید انجامش بدی. +هه،باشه.
جونگکوک جلو رفت و گونه ی تهیونگ رو بوسید.
^نچ،گونه نه،باید لبشو ببوسی!اگر هم نمیتونی خب بگو تا ما باهات بازی نکنیم.
هنوز حرفاش تموم نشده بود که جونگکوک با سرعت لبای تهیونگ رو بوسید.جونگکوک متعجب بود.
بعدش جدا شد و به بازی برگشت.
+حالا شد؟ ^آره ولی امیدوارم با هم نخوابید! _ی.ی.یعنی چی؟ن.نه بابا! +هه،این فقط بازیه.
بازی رو ادامه دادن تا جایی که هرکی مشروب و سوجو میخورد و مست شده بود .بعدش همه از کلوپ خارج شدن و رفتن.تهیونگ میخواست از مبل بلند بشه تا دیگه کمکم بره،ولی جونگکوک که زیادی مست بود دست تهیوتگ رو گرفت و نذاشت تهیونگ جایی بره.
_جونگکوک دستمو ول کن! من میخوام برم. +لازم نیست بری!
بعدش تهیونگ رو انداخت روی پاهاش! تهیونک از سایز دیک جونگکوک متعجب بود،تاحالا این سایز رو ندیده بود!
تهیونگ که خیلی مست بود چرخید سمت صورت جونگکوک و جونگکوک رو بوسید. درحال خوشگزرونی بودند که یونگی برادر جونگکوک اومد داخل.«یونگی صاحب کلوپ های شبونه هستش»
برادرش رو توی اون حالت که دید،تعجب کرد!
~من میدونستم جونگکوک میتونه با پسرا قرار بزاره یا ارتباط برقرار کنه ولی مطمئن نبودم.
یونگی درحال فکر کردن بود که گوشی تهیونگ زنگ خورد.«توی کلوپ گوشی هارو جمع میکنن که مزاحم کسی نشه»
:: جیمین::
یونگی جواب داد،
~آ،چیزه کسی که بهش زنگ زدید الان توی این کلوپه! •چی؟ کلوپ؟ تهیونگ اصن اهلش نیست! ~آره معلومه،باید ببینیش چقدر خوب داره با رئیساش کیس میره! •چی؟ تهیونگ که گی نیست! ~اینارو ولش لوکیشن میدم بیا جمعش کن منم جونگکوک رو میبرم •شما با جونگکوک ارتباط دارید؟ ~برادرمه.
بعدش هم خیلی به طور بیادبانه گوشی رو روی جیمین قطع کرد.
یونگی میخواست جلوی جونگکوک رو بگیره ولی منصرف شد گذاشت تا جیمین بیاد و ببینه!
ولی میدونست که قرار نیست قط روی مبل اینکار رو انجام بدن! بعد از مدتی کیس رفتن جونگکوک با تهیونگ،اونا رفتن توی اتاق vip.
~این پسره چرا نمیاد؟«منظورش جیمینه»
«آره کرم دارم بازم جای حساس تمومش کردم» 🤭🤣
#خانم_جئون_کرم_داره🤓🍊🐇
ادامه دارد...
- ۹۳۷
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط