{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ڪاش میشدیڪ صبح

ڪاش میشدیڪ صبح
ڪسی زنڪَ خانہ را بزند و بڪَوید:
با دست پر آمده‌ام
با لبخند،
با قلبی آڪنده از عشق واقعی
از آڹ سوے دوست داشتڹ‌ها
آمده‌ام بمانم و
هرڪَز نروم...
دیدگاه ها (۸)

زیاد بی خبر نمانید از هم...نگذارید بی خبریتان به هفته بکشد.....

چه زیبا میگفت پیرمرد خیاطزندگـےهیچوقت اندازه تنم نشدحتــے وق...

همه شب در این امیدم که نسیم صبح گاهیبه پیام آشنایی بنوازد آش...

هرڪہ عشق دیگرے در قلب او جا مےشودعاقبت با قاب عڪسے ڪھنه تنها...

🤍🍃 #صبح است!زنگِ صدایت مُدام....قلبِ گوشی را می لرزانَد...!چ...

دوست دارم تا خودم را با تو نقاشی کنمحوض چشمان تو را هم آئینه...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط