رماناستاد جذاب من
رمان:استاد جذاب من
پارت:16
ویو ا/ت
*وقتی بیدار شدم دیدم روی یک تختم،یکی داشت تماشام میکرد*
جونگکوک:چطوری خوشگله؟
ا/ت:(جیغغغغغغ)
جونگکوک:جن دیدی مگه؟
ا/ت:اینجا چیکار میکنی؟
جونگکوک:خونمه
ا/ت:چرا دروغ میگی؟تو من رو دزدیدی
جونگکوک:اره اوردمت خونم
ا/ت:پس چرا اینجا ویوش به دریا میخوره؟
جونگکوک:نمیتونم دو تا خونه داشته باشم؟
ا/ت:چرا..فقط
جونگکوک:ی سوال دارم ازت
ا/ت:بکو
جونگکوک:با من حاضری ازدواج کنی؟
ا/ت:چی؟(تعجب)
(3 هفته بعد)
عاقد:ایا بنده وکیلم شما را به عقد اقای جئون جونگکوک در بیارم؟
ا/ت:بله
♡پایان♡
پارت:16
ویو ا/ت
*وقتی بیدار شدم دیدم روی یک تختم،یکی داشت تماشام میکرد*
جونگکوک:چطوری خوشگله؟
ا/ت:(جیغغغغغغ)
جونگکوک:جن دیدی مگه؟
ا/ت:اینجا چیکار میکنی؟
جونگکوک:خونمه
ا/ت:چرا دروغ میگی؟تو من رو دزدیدی
جونگکوک:اره اوردمت خونم
ا/ت:پس چرا اینجا ویوش به دریا میخوره؟
جونگکوک:نمیتونم دو تا خونه داشته باشم؟
ا/ت:چرا..فقط
جونگکوک:ی سوال دارم ازت
ا/ت:بکو
جونگکوک:با من حاضری ازدواج کنی؟
ا/ت:چی؟(تعجب)
(3 هفته بعد)
عاقد:ایا بنده وکیلم شما را به عقد اقای جئون جونگکوک در بیارم؟
ا/ت:بله
♡پایان♡
- ۴.۴k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط