{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۰

پارت ۴۰

یوری:ا/ت....
ا/ت:چیه؟
یوری:واقعا داری ازدواج می‌کنی
ا/ت:هوم...
یوری:مطمئنی که میخوای ازدواج کنی؟
ا/ت:اره🥲
یوری:باشه پس
ا/ت:بریم با یجی بازی کنیم
یوری:تو برو استراحت کن یجی هم صدا کن بیاد با من بازی کنه
ا/ت:باشه
ویو شوگا
ی لباس پوشیدم رفتم پایین که دیدم دست بابام ی چیزی هس
شوگا:بابا اون چیه؟
ب.ا/ت:کارت عروسی ا/ته
شوگا:ا/ت؟😳
ب.ا/ت:هوم اره
شوگا:کی هس؟
ب.ا/ت:۴ شنبه
شوگا:چیییی😳
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۸)

رمان(درخواستی)اسم:جنایت کارانشخصیت ها:تهیونگ،هیونجین،جیسو،ا/...

پارت ۴۱شوگا:چیییی😳ب.ا/ت:نشندییی؟؟شوگا:۴ شنبه گفتی آخه مگه چن...

پارت ۳۹*تهیونگ رف*داشتم گریه میکردم بعد رفتنش که یجی اومدیجی...

رمان:استاد جذاب منپارت:16ویو ا/ت*وقتی بیدار شدم دیدم روی یک ...

کوک : زود باشششش گرسنمههههههههها. ت : باشه بابا بیااا اینم ا...

part 12. three hearts, one love

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط