تو دختر زیبایی هستی به علاوه بر آیدل بودنت شخصیت زیبایی د
تو دختر زیبایی هستی به علاوه بر آیدل بودنت شخصیت زیبایی داری و همهی دوستات معروفن و با نوی ملکه اینگلیس خیلی دوستی توری که اونم جزو یک درصد آدم زندگیت هست خب تو رییس کمپانی که توش هستی از رییس بودن برکنار شده و رییس جدید تو پی دی نیم هست و تو فهمیدی که پی دی نیم کیه بخاطر همین تو مجبور شدی که دوباره به کره برگردی رفتی هواپیما و سوار هواپیما شخصیت شدی
ویو پی دی نیم/
وقتی فهمیدم بزرگترین پاپ استار دختر داره میاد اینجا خیلی استرس داشتم رفتم به اعضای گروه بی تی اس گفتم و اونا هم گفتن چشم وقتی فهمیدم ساعت ۷پروازش میشینه استرسم بیشتر شد و ساعت ساعت ۶ نیم به فرودگاه رسیدیم اعضا هم یک عالمه بادیگارد دورشون بود چون فنای زیادی اونجا بودن که نصف بیشترشان فنای تو بودن و جیغ میزدن چون استرس زیادی داشتم رفتم به اعضای تاکید کردم که با تو درست صحبت کنن و اونا دوباره گفتن چشم
ویو گروه نور دای»
وقتی فهمیدیم لیانا باید بیاد خیلی خوشحال شدیم توری که گریه مون گرفت ساعت ۷ پرواز میشست که ما ساعت ۶ نیم توی فرودگاه بودیم پشت سر بی تی اس چون لیانا توی گروه ما بود ما جلوی گروه بی تی اس وایسادیم که لیانا از هواپیما پیاده شد مثل همیشه چشم همه رو کور کرد وقتی وارد شد جیغ سالن رفت رو هوا استایل لیانا یک لباس بلند حریر نرم سفید مشکی با کفش پاشنه بلند مشکی براق
ویو بی تی اس/
وقتی هواپیما نشست دیدم یک دختر خیلی زیبا وار شد که چشم همه رو کور کرد وقتی وارد شد جیغ سالن رفت رو هوا و همه گریه میکردن یکی از اعضای گروه نور دای که فکر کنیم اسمش اهیون بود آمد لیانا رو بغل کنه که اون از پایین دستش رو به صورت نه تکون داد و اون کشید عقب و بغض کرد لیانا آمد ترف ما ما و پی دی نیم براش تعضیم کردی خیلی تعجب کردم که پی دی نیم تعضیم کرد اونم نسبتن سرد سلام کرد پی دی نیم به لیانا گفته بود که باید به عمارتی بریم که برامون ترتیب داده چون ما بدش از اونجا به بوسان با ماشین رفتیم لیانا سوار بی ام و خودش شد و بقیه اعضا سوار لیموزین و ما هم سوار دوتا ون مشکی لینا خیلی تند میرفت چند بار نزدیک بود گمش کنیم وقتی رسیدیم پیاده شد بادیگارد هاش چمدون هاش رو برداشتن و وارد عمارت شدیم که
ویو پی دی نیم/
وقتی فهمیدم بزرگترین پاپ استار دختر داره میاد اینجا خیلی استرس داشتم رفتم به اعضای گروه بی تی اس گفتم و اونا هم گفتن چشم وقتی فهمیدم ساعت ۷پروازش میشینه استرسم بیشتر شد و ساعت ساعت ۶ نیم به فرودگاه رسیدیم اعضا هم یک عالمه بادیگارد دورشون بود چون فنای زیادی اونجا بودن که نصف بیشترشان فنای تو بودن و جیغ میزدن چون استرس زیادی داشتم رفتم به اعضای تاکید کردم که با تو درست صحبت کنن و اونا دوباره گفتن چشم
ویو گروه نور دای»
وقتی فهمیدیم لیانا باید بیاد خیلی خوشحال شدیم توری که گریه مون گرفت ساعت ۷ پرواز میشست که ما ساعت ۶ نیم توی فرودگاه بودیم پشت سر بی تی اس چون لیانا توی گروه ما بود ما جلوی گروه بی تی اس وایسادیم که لیانا از هواپیما پیاده شد مثل همیشه چشم همه رو کور کرد وقتی وارد شد جیغ سالن رفت رو هوا استایل لیانا یک لباس بلند حریر نرم سفید مشکی با کفش پاشنه بلند مشکی براق
ویو بی تی اس/
وقتی هواپیما نشست دیدم یک دختر خیلی زیبا وار شد که چشم همه رو کور کرد وقتی وارد شد جیغ سالن رفت رو هوا و همه گریه میکردن یکی از اعضای گروه نور دای که فکر کنیم اسمش اهیون بود آمد لیانا رو بغل کنه که اون از پایین دستش رو به صورت نه تکون داد و اون کشید عقب و بغض کرد لیانا آمد ترف ما ما و پی دی نیم براش تعضیم کردی خیلی تعجب کردم که پی دی نیم تعضیم کرد اونم نسبتن سرد سلام کرد پی دی نیم به لیانا گفته بود که باید به عمارتی بریم که برامون ترتیب داده چون ما بدش از اونجا به بوسان با ماشین رفتیم لیانا سوار بی ام و خودش شد و بقیه اعضا سوار لیموزین و ما هم سوار دوتا ون مشکی لینا خیلی تند میرفت چند بار نزدیک بود گمش کنیم وقتی رسیدیم پیاده شد بادیگارد هاش چمدون هاش رو برداشتن و وارد عمارت شدیم که
- ۱.۸k
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط