« عروسک من »
« عروسک من »
Part 2
پی دی نیم : نامجون عزیزم آرام باش اول وایسا ببینیم که نهال و محنا هم موافقت می کنند یا نه ؟ اصلا اعضا می خوان همکاری کنند ؟
اعضا : بله پی دی نیم .
پی دی نیم : محنا و نهال چی ؟
نهال : پی دی نیم من دوست دارم که همکاری کنیم البته محنا رو نمیدونم
ویوی کالیرا :
محنا سرش توی آیپد بود و از دنیای واقعی بی خبر و هیچی نمیدونست که نهال بعد از چندبار صدا کردنش
نهال : محنا ، هانی عزیزم ، محنا ،
محنا ( داد )
ویوی محنا :
داشتم با دقت و تمام حواسم به آهنگی که نوشته بودم دقت می کردم چون که باید آهنگ رو چند روز دیگه ظبط می کردم که نهال داد زد محنا
محنا : بله ؟ چی شده ؟ ( کمی گیج )
نهال : بابا کجایی ؟ صدبار صدات کردم داداش گلم
محنا : داشتم روی اهنگم کار می کردم چی شده ؟
نهال : پی دی نیم میگه که باید با بی تی اس فیت بدیم همون موافق هستیم تو چی ؟
محنا : من هم موافق هستم
نامجون : عالیه پس امروز شروع کنیم ؟
پی دی نیم : آره امروز خوبه می تونید توی اتاق جلسه ی ۳۱۵ کار هارو انجام بدید .
نهال : خوبه پس ساعت چند فقط ؟
نامجون : ما برامون فرقی ندارد چون امروز بی کار هستیم
نهال : من هم همینطور بزار ببینیم محنا چی ؟ محنا تو چه ساعتی دوست داری ؟
محنا : باید برنامه ام رو چک کنم ( چک کرد ) اول باید برم ساعت ۱۱ تا ۲ دنس کار کنم بعد هم باید اودیشن کار آموز هارو چک کنم که دو ساعت هم اونجا صرف میشه تا ساعت ۴ و بعدش هم باید برم رو و ووکال برای کنسرتم کار کنم که ساعت ۷ تموم میشه ساعت ۷ ونیم چطوره ؟
نامجون : خوبه من هم موافق هستم
نهال : من هم همینطور
جونگ کوک : پس عالیه دیگه ساعت ۷ منتظرتون هستیم
( اعضا هم موافقت کردن )
محنا : خیلی خب پس می بینمتون
اعضا : خدانگهدار
نهال : فعلا 👋
پرش زمانی به ساعت هفت ونیم :
ویوی محنا :
امروز مثل چی خستم حتی وقت نکردم برم یه نهار ساده بخورم البته که عادت کردم ولی باید برم با بی تی اس هکاری کنیم هم خیلی خوشحالم و خیلی هم ذوق دارم اما به روی خودم نمیارم کلا از بچگی دوست داشتم با بی تی اس فیت بدیم .
اماده شدم و یه عطر خیلی گرون زدم و بعد رفتم به سمت اتاق جلسه و دیدم که نهال داره با اعضا صحبت می کنه و اعضا هم دارن صحبت می کنند اول که رفتم کسی متوجه نشد و آروم رفتم روی صندلی بغل نهال نشستم و دستم رو روی شونه اش گذاشتم و بعد یه جیغ خیلی بلند زد
محنا : چی شد ؟ جن دیدی برادر من ؟
نهال : مگه تو جن هستی که یهو ظاهر میشی وحشی ؟
محنا : ای بابا شلوغش نکن
نهال : دیر کردی
محنا : کلا یک دقیقه و ۳۹ ثانیه دیر کردم
جیهوپ : چقدر دقیق هستی محنا
محنا : دیگه دیگه حالا بریم ؟
نامجون : موافق هستم باهاشون
لطفا گزارش نکنید دخترام
من هم مثل دیگران زحمت می کشم
Part 2
پی دی نیم : نامجون عزیزم آرام باش اول وایسا ببینیم که نهال و محنا هم موافقت می کنند یا نه ؟ اصلا اعضا می خوان همکاری کنند ؟
اعضا : بله پی دی نیم .
پی دی نیم : محنا و نهال چی ؟
نهال : پی دی نیم من دوست دارم که همکاری کنیم البته محنا رو نمیدونم
ویوی کالیرا :
محنا سرش توی آیپد بود و از دنیای واقعی بی خبر و هیچی نمیدونست که نهال بعد از چندبار صدا کردنش
نهال : محنا ، هانی عزیزم ، محنا ،
محنا ( داد )
ویوی محنا :
داشتم با دقت و تمام حواسم به آهنگی که نوشته بودم دقت می کردم چون که باید آهنگ رو چند روز دیگه ظبط می کردم که نهال داد زد محنا
محنا : بله ؟ چی شده ؟ ( کمی گیج )
نهال : بابا کجایی ؟ صدبار صدات کردم داداش گلم
محنا : داشتم روی اهنگم کار می کردم چی شده ؟
نهال : پی دی نیم میگه که باید با بی تی اس فیت بدیم همون موافق هستیم تو چی ؟
محنا : من هم موافق هستم
نامجون : عالیه پس امروز شروع کنیم ؟
پی دی نیم : آره امروز خوبه می تونید توی اتاق جلسه ی ۳۱۵ کار هارو انجام بدید .
نهال : خوبه پس ساعت چند فقط ؟
نامجون : ما برامون فرقی ندارد چون امروز بی کار هستیم
نهال : من هم همینطور بزار ببینیم محنا چی ؟ محنا تو چه ساعتی دوست داری ؟
محنا : باید برنامه ام رو چک کنم ( چک کرد ) اول باید برم ساعت ۱۱ تا ۲ دنس کار کنم بعد هم باید اودیشن کار آموز هارو چک کنم که دو ساعت هم اونجا صرف میشه تا ساعت ۴ و بعدش هم باید برم رو و ووکال برای کنسرتم کار کنم که ساعت ۷ تموم میشه ساعت ۷ ونیم چطوره ؟
نامجون : خوبه من هم موافق هستم
نهال : من هم همینطور
جونگ کوک : پس عالیه دیگه ساعت ۷ منتظرتون هستیم
( اعضا هم موافقت کردن )
محنا : خیلی خب پس می بینمتون
اعضا : خدانگهدار
نهال : فعلا 👋
پرش زمانی به ساعت هفت ونیم :
ویوی محنا :
امروز مثل چی خستم حتی وقت نکردم برم یه نهار ساده بخورم البته که عادت کردم ولی باید برم با بی تی اس هکاری کنیم هم خیلی خوشحالم و خیلی هم ذوق دارم اما به روی خودم نمیارم کلا از بچگی دوست داشتم با بی تی اس فیت بدیم .
اماده شدم و یه عطر خیلی گرون زدم و بعد رفتم به سمت اتاق جلسه و دیدم که نهال داره با اعضا صحبت می کنه و اعضا هم دارن صحبت می کنند اول که رفتم کسی متوجه نشد و آروم رفتم روی صندلی بغل نهال نشستم و دستم رو روی شونه اش گذاشتم و بعد یه جیغ خیلی بلند زد
محنا : چی شد ؟ جن دیدی برادر من ؟
نهال : مگه تو جن هستی که یهو ظاهر میشی وحشی ؟
محنا : ای بابا شلوغش نکن
نهال : دیر کردی
محنا : کلا یک دقیقه و ۳۹ ثانیه دیر کردم
جیهوپ : چقدر دقیق هستی محنا
محنا : دیگه دیگه حالا بریم ؟
نامجون : موافق هستم باهاشون
لطفا گزارش نکنید دخترام
من هم مثل دیگران زحمت می کشم
- ۴۶۸
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط