P
P10🐣
-بیا دورت بگردم
&مرسی{قهوه رو میگیره و میخوره}
&اخ سوختم
-عزیزم داغه چرا صبر نداری تو
& حواسم نبود
-بده فوتش کنم{گرفت و فوتش کرد تا خنک شد و داد بهش}
-بیا
&تنکیو
-میگما میا من گشنمه تو چی
&منم گشنمه الان اینو بخورم بلند میشم یه چیزی درست میکنم
-نه بابا نمیخواد هم خسته ای همم الان دیره از بیرون سفارش میدم
&نه درست میکنم
-نمیخواد قشنگم سفارش میدیم
&باشه هر جور راحتی
-خوب چی بگم
&فرقی نمیکنه
-بگو دیگه
&هر چی خودت میخوری
-باشه پس دوتا پاستا میگم
&خوبه
-خوب گفتم....یکم بهتر شدی؟
&اره دیگه سرم نبض نمیزنه
-خداروشکر بازم اگه دیدی حالت بهتر نشد بریم دکتر
&نه بابا خوبم
-بیا اینجا ببینم{میکشونتش تو بغلش}
-میا
&اوم؟
-چیزی هست که بخوای به من بگی؟
&نه مثلا چی
-یه چیزی که ناراحتت کنه
&نه هیچی نیست
-مطمئن باشم؟
&اره
-باشه{بیشتر بغلش میکنه و با موهاش بازی میکنه}
&خیلی دوست دارم داداش{دستاشو دور گردنش حلقه میکنه و سرشو فرو میکنه تو گردنش}
-منم عزیزدلم
&اگه تو نبودی من چیکار میکردم
-میا؟
&بله
-این حرفا چیه که میزنی
&ببخشید
-باشه باشه مهم نیست ول کن
{صدای زنگ در}
-غذا هارو آوردن من میرم درو باز کنم{آروم ازش جدا میشه و میره غذاهارو میگیره}
&بده من
-بیا
&{اونارو میزاره رو میز}بیا بشین
-خیلی گرسنمه
&اوم منم{شروع میکنن به خوردن}
بعد شام//
-میا
&جانم
-میای بریم بیرون
&نه حوصله ندارم میخوام بخوابم
- آخه هنوز ساعت دهم نشده
&اره اما از صبح گیج و منگم فکر کنم بخوابم خوب بشم
-باشه اصرار نمیکنم اما من با چنتا از دوستام قرار گذاشتیم بریم بیرون من میرم
& باشه برو خوش بگذره
-استراحت کن اگه دیدی حالت خوب نیست فقط کافیه زنگ بزنی تا سریع بیام پیشت
&چشم...مرسی
-من دیگه رفتم
&به سلامت
-{رفت}
ادامه دارد...
-بیا دورت بگردم
&مرسی{قهوه رو میگیره و میخوره}
&اخ سوختم
-عزیزم داغه چرا صبر نداری تو
& حواسم نبود
-بده فوتش کنم{گرفت و فوتش کرد تا خنک شد و داد بهش}
-بیا
&تنکیو
-میگما میا من گشنمه تو چی
&منم گشنمه الان اینو بخورم بلند میشم یه چیزی درست میکنم
-نه بابا نمیخواد هم خسته ای همم الان دیره از بیرون سفارش میدم
&نه درست میکنم
-نمیخواد قشنگم سفارش میدیم
&باشه هر جور راحتی
-خوب چی بگم
&فرقی نمیکنه
-بگو دیگه
&هر چی خودت میخوری
-باشه پس دوتا پاستا میگم
&خوبه
-خوب گفتم....یکم بهتر شدی؟
&اره دیگه سرم نبض نمیزنه
-خداروشکر بازم اگه دیدی حالت بهتر نشد بریم دکتر
&نه بابا خوبم
-بیا اینجا ببینم{میکشونتش تو بغلش}
-میا
&اوم؟
-چیزی هست که بخوای به من بگی؟
&نه مثلا چی
-یه چیزی که ناراحتت کنه
&نه هیچی نیست
-مطمئن باشم؟
&اره
-باشه{بیشتر بغلش میکنه و با موهاش بازی میکنه}
&خیلی دوست دارم داداش{دستاشو دور گردنش حلقه میکنه و سرشو فرو میکنه تو گردنش}
-منم عزیزدلم
&اگه تو نبودی من چیکار میکردم
-میا؟
&بله
-این حرفا چیه که میزنی
&ببخشید
-باشه باشه مهم نیست ول کن
{صدای زنگ در}
-غذا هارو آوردن من میرم درو باز کنم{آروم ازش جدا میشه و میره غذاهارو میگیره}
&بده من
-بیا
&{اونارو میزاره رو میز}بیا بشین
-خیلی گرسنمه
&اوم منم{شروع میکنن به خوردن}
بعد شام//
-میا
&جانم
-میای بریم بیرون
&نه حوصله ندارم میخوام بخوابم
- آخه هنوز ساعت دهم نشده
&اره اما از صبح گیج و منگم فکر کنم بخوابم خوب بشم
-باشه اصرار نمیکنم اما من با چنتا از دوستام قرار گذاشتیم بریم بیرون من میرم
& باشه برو خوش بگذره
-استراحت کن اگه دیدی حالت خوب نیست فقط کافیه زنگ بزنی تا سریع بیام پیشت
&چشم...مرسی
-من دیگه رفتم
&به سلامت
-{رفت}
ادامه دارد...
- ۳۲.۶k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط