{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام:)

سلام:)




عیدتون مبارک فرشته کوچولو های من🦋





من درسته نویسنده هستم اما بلند نیستم خیلی احساسی حرف بزنم 🫠






تقریبا یکسالی میشه که باهام همراه شدین و از اون موقع شدین بخشی از وجودم✨







تازه تازه داشت پیجم پا میگرفت و خانواده مون داشت بزرگ میشد که به خاطر گزارش یه سری آدم مریض مسدود شدم اما من نا امید نشدم و با این پیج ادامه دادم فکر میکردم قرار نیست مثل قبل حمایت بشم اما شما بازم حمایتم کردین🧚🏻‍♂️







میخوام بهتون قول بدم که هیچ وقت قرار نیست ترکتون کنم و ازتون دل بکنم و تا ابد با عشق قراره براتون رمان بنویسم🐣




خیلیا توی کامنتا میگن که قلمت عالیه و از این جور تعریفا اما در اصل این عشق و صمیمیت شما هاست که به دستای من قوت میبخشه تا بنویسم پس در اصل باید از خودتون تشکر کنید🍓





در آخر مرسی که هستین🎀
دیدگاه ها (۳۳)

P10🐣-بیا دورت بگردم &مرسی{قهوه رو میگیره و میخوره}&اخ سوختم-...

P11🐣میا« نمیدونم واقعا چم بود و چرا اینجوری شده بود بدنم فکر...

P9🐣میا«با سنگینی روی پلکام از خواب بیدار شدم دیدم تو بغل داد...

P8🐣-{میره بالا دم اتاق میا و در میزنه} میا&بیا تو داداش-{میر...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۴۷با شرم شادي لبخند زدم.. برا...

نفهمیدم دیگه چیشد ...صدای لارا که بلند اسم دکتر رو صدا میزد ...

#🥀 تسلیم در سکوت — تایجو شیبا (یاندره)پارت۱اون روزی که توی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط