{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام:)

سلام:)




عیدتون مبارک فرشته کوچولو های من🦋





من درسته نویسنده هستم اما بلند نیستم خیلی احساسی حرف بزنم 🫠






تقریبا یکسالی میشه که باهام همراه شدین و از اون موقع شدین بخشی از وجودم✨







تازه تازه داشت پیجم پا میگرفت و خانواده مون داشت بزرگ میشد که به خاطر گزارش یه سری آدم مریض مسدود شدم اما من نا امید نشدم و با این پیج ادامه دادم فکر میکردم قرار نیست مثل قبل حمایت بشم اما شما بازم حمایتم کردین🧚🏻‍♂️







میخوام بهتون قول بدم که هیچ وقت قرار نیست ترکتون کنم و ازتون دل بکنم و تا ابد با عشق قراره براتون رمان بنویسم🐣




خیلیا توی کامنتا میگن که قلمت عالیه و از این جور تعریفا اما در اصل این عشق و صمیمیت شما هاست که به دستای من قوت میبخشه تا بنویسم پس در اصل باید از خودتون تشکر کنید🍓





در آخر مرسی که هستین🎀
دیدگاه ها (۳۳)

((((((!!!!توجهههههه!!!!!))))

پارت ۶۴ : پشت خودم کولش کردم و سریع بردمش داخل .همه اعضا اوم...

qart 22 قدرت عشق مامانم بود چون چند ماهی میشه نمیزارم بیاد د...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۱۹فرد هول بلند شد و با شوک گف...

💔سلام آرام جانم💔مهدی جان:💔بنفسی أنت...! به جانم سوگند که تا ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۴۷با شرم شادي لبخند زدم.. برا...

توده‌ها زیر کودتا/ کو که تا/ کوره‌ها/ گر بگیره از بغض مابابا...

رمان عشق من و توپارت_۱۷که دستش رو گرفتمتمنا:راشا....ممنون......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط